مسجدسليمان بين 48 درجه و 55 دقيقه تا 49 درجه و 53 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ و بين 31 درجه و 42 دقيقه تا 32 درجه و 37 دقيقه عرض شمالي از خط استوا در حاشيه شرقي استان خوزستان واقع گرديده است . نزديكترين شهر به مسجدسليمان ، شوشتر با فاصله اي به طول 55 كيلومتر است . همچنين فاصله اين شهر تا تهران 866 كيلومتر است .
مسجدسليمان از شمال غرب به سردشت دزفول ، از طرف مشرق به ايذه ، از شمال و شمال شرق به منطقه كوچ مشين بازفت در استان چهار محال و بختياري و از سوي جنوب به بخش هفتگل و از جهت مغرب به شوشتر محدود گرديده است .
مساحت اين شهرستان بيش از 5/5985 كيلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دريا 183 تا 362 متر است . اين منطقه دنباله كوه هاي بختياري است كه شيب زمين هاي آن به سوي جلگه خوزستان كشيده شده است .
جمعيت مسجدسليمان مطابق سر شماري سال 1375 بالغ بر 220895 نفر بوده است كه 131932 نفر آن در پهنه شهر و 88963 نفر در گستره بخش ها و روستاها سكونت دارد.
اين شهرستان داراي سه بخش : مركزي ، لاليو انديكا مي باشد.
آب و هواي مسجدسليمان ، با بهاري زودرس اما سرسبز و پر طراوت كه از اواسط اسقند ماه آغاز مي گردد و در اوايل ارديبهشت ماه هواي بهاري تدريجي جاي خود را به گرما مي دهد.
اگر به مسجدسليمان آمديد انتظار نداشته باشيد كه مسجد حضرت سليمان (س) را ببينيد ، حضرت سليمان پسر حضرت داود در سال 1173ق.م پس از پدر به رسالت مبعوث مي گردد و مردم را به شريعت ححضرت موسي (س) رهنمون مي كرد ، وزير او آصف برخيا و همسرش بلقيس را كه بر سرزمين سبا حكومت مي كرد به ياد داريد ؟ اما از اين همه خاطره در اين شهر اثري نيست جز بقاياي يك آتشكده و چند معبد كه بر فراز تختگاهي قرار گرفته اند و آن را به حضرت سليمان منصوب كرده اند .
در فاصله سده هفتم تا نهم پيش از ميلاد قومي آريايي به نام «پارسوا»كه از سرزمين يخبندان شمال «سيبري» به اين سو كوچ كرده و در سواحل درياچه «اروميه» كه پهنه اي وسيع تر از حال را داشت فرود آمدند و آن گاه به تدريج در دامنه شمال غربي زاگرس كوه هاي بختياري به جلگه خوزستان رهسپار شدند و « مسجدسليمان كنوني» از جمله مناطقي بود كه در آن مسكن گزيدند . اين قوم نيم بدوي و گله پرور كه متكي بر معيشت شباني بودند به تربيت اسب و سگ نگهبان مي پرداختند ، بعد از آشنايي با كشاورزي و ترك كوچ زيستي دراين كوه پايه ها شهر تازه اي ساختند و به ياد سرزمين گذشته خويش «پارسوا» آن را « پارسوماش» ناميدند ، بنابر نشانه هاي به جاي مانده ، تختگاهي است كهن به نام « سرمسجد» ، فاز يك اين تختگاه با فيل سنگ هاي سترگ و به گونه اي پيش آمده و پس رفته كه سه طرف صفّه را دور زده و از سوي مغرب به كوه تكيه داده است . نخست تخت ديني (آتشكده) بر فراز آن ساخته شده است و سپس گرداگرد آن شهري پي افكنده شد ، آن گاه طايفه هاي پارسي به تدريج در ديگر ارتفاعات اين شهر فرود آمدند و به گونه نخست ، تخت ديني ، كاخ رئيس طايفه و مجموعه اي شهري را در منطقه هايي همچون بردنشانده ، قلعه بردي انديكا و شمي ايذه بنا نهادند .
پس از آن آشور باني پال بر ايرانيان بومي «ايلامي ها» شوريد و پايتخت آنان «شوش » را به تصرف در آورد، پارسيان كه تازه نوپايي را تدارك ديده بودند با استفاده از ضعف ايلامي ها «پاسارگاد» پارس را بر پهنه قلمروخويش افزودند ، حكومت مركزي ايران - با غلبه كوروش بزرگ بر آستياگس پادشاهِ ماد - حدود (550 پ.م) در پاسارگاد تشكيل گرديد.
مستشرقين و پژوهشگران را عقيده بر آن است كه آثار سرمسجديك اثر مرجع فرهنگي و تاريخي است كه پاسارگاد پارس از روي آن الگو بر داري شده است.
بدان گاه كه بزرگترين ميدان نفت خاورميانه در 5 خرداد ماه 1287 خورشيدي در مسجدسليمان كشف گرديد و در شمار يكي از نقاط ثروتمند دنيا و محل تردد سياستمداران و سودپرستان آن سوي عالم گرديد جز بقاياي همين آتشكده دوران كهن كه مسجدسليمان ناميده مي شود آباداني ديگري وجود نداشت و تنها طايفه هاي بختياري به هنگام كوچ ، چند روزي در اين منطقه توقف كوتاهي مي كردند.