آسيب هاي اجتماعي در شهر مسجدسليمان و ارائه راهكار ها

 

 

 

آسيب هاي اجتماعي در يك شهر و منطقه باز گو كننده شرايط اجتماعي نامطلوبي است كه موجب آسيب هاي فردي نيز مي شود ، از طرفي ديگر آسيب هاي فردي (فيزيكي ، روحي) نيز مي تواند در كل ، اجتماع را دچار مشكل نمايد ، در هر جامعه براي شناخت چگونگي ماهيت كج روي و آسيب اجتماعي ابتدا بايد اطلاعاتي در مورد آن جامعه و هنجارهاي فرهنگي آن داشته باشيم ، ضمن توجه به اين نكته كه هر رفتاري در اجتماع نتيجه و بازتاب كنش متقابل افراد آن مي باشد و مسائل اجتماعي خاص هر جامعه را بايد در شرايط اجتماعي ويژه آن مورد تجزيه و تحليل قرار داد . به نظر مي رسد هر مشكلي را بايد با ديد وسيع و همه جانبه همراه با نگرش سيستمي به يك فرآيند بررسي كرد ، هر چند معتقدم كه نمي توان آسيب اجتماعي را از ديدگاه پاره اي از هنجار هاي معين ، قلبي و مطلق تعريف كرد اما با شناخت ويژگيهاي مذهبي ، ملي ، اخلاقي و عرفي يك جامعه آن را تا حدودي مي توان توصيف ، تبيين و كنترل نماييم .

تعريف:

آسيب ، آسيب زا ، آسيب شناختي = 1- در زمينه هاي اجتماعي ، هر پديدة نامطلوب و مضر در سلامت جامعه (نظير جرم ، جنايت ،ا ر تشا ء و ...) 2-در زمينه هاي رواني هر رفتاري غير عادي ، غير طبيعي و بيمارگونه .

-آسيب شناسي اجتماعي =مفهوم آسيب شناسي از علوم زيستي گرفته شده است . مطالعه بي سازماني ها ، آسيب هاي اجتماعي نظير فقر ، بيكاري ، تبهكاري....همراه با بررسي علل و عوامل و شيوه هاي درمان آنان و همچنين شرايط بيمار گونه و نا به هنجار اجتماعي است . (1)

-آسيب شناسي اجتماعي در بر گيرنده الگو هاي غير عادي سازمان اجتماعي و طرز تلقي و رفتار هاي غير عادي است (2)

زمينه هاي مؤثر در بروز آسيب هاي اجتماعي در اين شهر:

1-عوامل فردي

2-عوامل اجتماعي (عوامل خانوادگي ،اجتماعي )

3-عوامل اقتصادي ، سياسي، جغرافيايي

عوامل فردي: تمامي خصوصيات ارثي و ژنتيكي فرد همچنين خصوصيات محيطي كه به نوعي بر اين ويژگيها تاثير مي گذارند .مي توانند در بوجود آوردن آسيب اجتماعي موثر باشند .

از جمله هوش ، سن ، جنسيت ، ويژگيهاي روانشناختي و عاطفي ، نوع اجتماعي شدن افراد و ..... اين شهر نيز مثل ساير شهر هاي ايران اسلامي ، بيشترين قشر آن را نوجوانان و جوانان تشكيل مي دهند ( سنين 12 تا 18 سالگي ) و ( 18 تا 30 سالگي ) . از آنجايي كه اين سن مهمترين زمان براي شكل گيري شخصيت و هويت فرد است اهميت به سزايي دارد ، اين سنين ، بحرانهاي خاصي چه از لحاظ نياز ها ، تمايلات و انگيزه ها ، برخورد ها و تضادهاي دروني ، و چه از نظر گذر از مرحله كودكي و ورود به مرحله جديد نو جواني ، توام با نگراني ، مشكل تصميم گيري ، و بحران هويت ، احساس اضطراب و درماندگي و يا گاهي نيز احساس مسئوليت و استقلال همراه است ، متاسفانه يكي از مشكلات عمده نوجوانان اين شهر بحران هويت است ، يعني بحراني كه هر آن نوجوان ارزشهاي خانوادگي ، اجتماعي ، تحصيلي و آنچه را كه از اين كانال به دست مي آورد يا به صورت دستورات تربيتي و آموزشي در يافت مي كند به تمسخر گرفته و به گونه اي عصبي و پرخاشگرانه نسبت به آن بي اعتنايي مي كند . از نظر روانشناسي در اين سنين ، بحران هويت بر سازمان رواني فرد چيره شده و نوجوان تشنه هويت را به جستجو و ارزشيابي ارزشهاي گوناگون و گاه متضاد هدايت مي كند ، هويت هر فرد برآيندي از هويت واقعي ، هويت آرماني و هويت مورد انتظار اوست ، كه در اين راستا نقش خانواده ، مدرسه ، جامعه و هم سالان در شكل گيري صحيح هويت در نزد نوجوان از اهميت خاصي برخوردار است .

همه بايد با برنامه اي مدون و علمي به مبارزه با استعمار فرهنگي كه امروزه به نام تهاجم فرهنگي مطرح مي شوند ، وارد شوند ، امروزه دشمن با سرمايه گذاري عظيم خود و با تكيه بر يافته هاي روان شناختي خود قصد نفوذ به هويت آرماني ميليونها جوان ايراني دارد ، دشمن با ارائه الگوهاي متناقض با الگوهاي جامعه و منطقه خود ، در قالبهاي ، ورزش ، اوقات فراغت ، علم ، سياست دستگاه هاي صوتي ، تصويري... به هويت ملي و مذهبي او رنگ ديگري مي دهد كه هيچگونه همسازي با هويت فرهنگي ما ندارد ، نو جوان در برابر بي ثباتي فرهنگي جهان امروز و منطقه خود بايد تفسير درستي بيابد ،لذا پاي او بايد از اين سطح لغزنده دور شود و تعادل خود را حفظ كند ، به اين شرط كه يك تكيه گاه مستحكم فكري و معنوي براي او ايجاد شود ، و آن تمسك به قرآن ، سنت ، و احاديث است ، (به عنوان منشور تربيتي خانواده)  باز سازي معنويت و بيدار كردن دل نوجوان در اين سنين بلوغ ، آسانتر از ميانسالي است

به نظر روانشناسي به نام استانلي هال (stanley hall) اوج احساسات ديني در سن 16 سالگي است ، وي دوره نوجواني را دوره سازگاري اخلاقي و ديني مي داند .

متاسفانه امروزه در اين شهر شاهديم كه كمتر جواني به اصول اساسي دين ( نماز ، روزه، و ساير و ا جبا ت ) پايبند باشد ، ( همين امر نيز نياز به بررسي عميق و ريشه اي دارد .)

2-عوامل اجتماعي ( عوامل خانوادگي ، محيطي ) :

عوامل خانوادگي : خانواده به عنوان مهمترين اهرم انتقال ارزشها و فرهنگها و مركز ثقل آموزش هنجارها است ، به همين اندازه كه حائز اهميت است ، اگر شرايطي ايجاد شود كه عامل تربيتي نباشد ، مهمترين زمينه را براي انحرافات ايجاد مي كند .

شرايط نا مساعد خانوادگي مانند تنش ها و استرس هاي خانوادگي ، كاهش نظارت و كنترل در خانواده ، اختلافات بين والدين ، طلاق ، اعتياد والدين ، فقر آموزشي والدين ...... عواملي هستند كه زمينه ساز مشكلات اجتماعي مي باشند .

اينجانب به عنوان مشاوري كه چندين سال در دبيرستانهاي دخترانه فعاليت داشته و از نزديك شاهد مشكلات دانش آ مو ز ا ن بودم ، اغلب آنها در" صندوق پيام مشاور " ، مهمترين مشكل خود را مشكل خانوادگي ذكر مي كنند ، عدم آشنايي والدين با خصوصيات دوره نوجواني ، عدم توجه به نيازهاي عاطفي فرزندان ، عدم روشهاي صحيح تربيتي در پرورش فرزند و دهها مشكلات ديگر به نوعي خود را نشان داده است

امروزه ما شاهد تقابل سنت و مدرنيزم را در اين شهر هستيم ، كه نمود آن را در تعارضهاي فرهنگي به شكلهاي متفاوت در نوع پوشش نوجوانان اين شهر ، طرز تكلم ، آداب و رسوم اجتماعي و ارتباطات و مناسبات اجتماعي مي بينيم .

امروزه گرايش به جنس مخالف و عدم تعديل و مهار گرايشهاي عاطفي نوجوان به طرز شفاف و چشمگيري بروز كرده است ، به نظر مي رسد در ايجاد اين مشكل ، مهمترين عامل نهاد خانواده است كه نتوانسته در اين زمينه به نوجوان كمك كند تا تمايلات جنسي و عاطفي خود را به طرز صحيح رشد داده و تعديل و كنترل نمايد

احساس تنهايي ، افسردگي ، عدم اعتماد به نفس در نزد جوانان و نوجوانان اين شهر سومين مشكل اين منطقه است كه مخصوصا دختران دانش آموز را گرفتار خود نموده است .

متاسفانه ما شاهد افزايش در صد خود كشي در بين فرزندان اين مرز و بوم هستيم ،(هر چند عامل خودكشي صرفا مسائل روحي و عاطفي نيست ولي به نوعي علت العلل مسائل است .)

از ديگر عوامل اجتماعي ، عدم كنترل و نظارت اجتماعي در اين شهر است .

با اين كه اين منطقه شهداي زيادي را تقديم نظام جمهوري اسلامي كرده است ، ولي ما با كمال تاسف شاهد رفتار افرادي هستيم كه به راحتي نظم و مقررات و حتي رعايت مسائل شرعي و عرفي را در اين شهر نمي كنند ، نمونه آن پخش مكرر نوارهاي مبتذل است كه در شهر ، و در وسايل نقليه آنها پخش مي شود و نيروي انتظامي نيز نمي تواند (و يا قصد ندارد) با تمام توان با آنها برخورد قانوني نمايد .

رد و بدل شدن انواع مواد مخدر در بين شهروندان خصوصا نوجوانان نشانگر عدم هماهنگي و نظارت مسئولين محترم شهر و ساير دستگاه هاي ارشادي ، تربيتي است .

3-عوامل اقتصادي ، سياسي ، جغرافيائي.

- بيكاري ، فقر ، حاشيه نشيني ، مهاجرت بي رويه از روستا به شهر و تغيير نامناسب در بافت اقتصادي ، فرهنگي شهر ، بن بست جغرافيائي و اقتصادي شهر ، نبود امكانات تفريحي جهت پركردن اوقات فراغت ، تغييرات اجتماعي ناشي از جنگ ، حتي نبود آب آشاميدني سالم ، مناسب و مطبوع ، تغذيه نا مناسب ، محيط آلوده و .... همه اين عوامل به نوعي در عدم بهداشت جسمي و رواني افراد تاثير گذاشته و موجب آسيب اجتماعي در اين منطقه گرديده اند .

 تعويض مستمر مسئولين محترم اين شهر از مشكلات عمده است ، زيرا برنامه ريزي جهت رفع مشكلات يك منطقه نيازمند اجرا و طرح برنامه هاي كوتاه مدت و دراز مدت مي باشد كه اين منطقه از اين نظر در معرض آسيب مي باشد .

آنچه كه در اين شهر به چشم مي خورد "فرهنگ فقر پذيري " است ، بدين معنا كه ما شاهد پدران جوان و سالمي هستيم كه ترجيح مي دهند در خانه بنشينند و ماهانه مبلغ ناچيزي را از كميته امداد و بهزيستي در يافت نمايند ولي حاضر نيستند به كاري آبرومند و در آمد زا مشغول شوند (رفع اين امر مستلزم آموزش است ، جهت جلوگيري از درماندگي آموخته شده )

ارائه پيشنهاد و راهكار ها :

1-توجه به آموزش خانواده به عنوان عاملي كه مي تواند سبب ارتقاء سطح آگاهيهاي والدين باشد .(هم در سطح مدارس، و هم در سطح ادارات ، اداره بهزيستي ...) و در جهت جلوگيري از تضاد و شكاف نسل ها

2- ايجاد و تقويت مراكز مشاوره خانواده و مشاوره فردي

3- توجه به نياز هاي شهروندان خصوصا نسل جوان (توجه به اوقات فراغت ، ايجاد امكانات تفريحي و رفاهي ، سالن هاي ورزشي )

3- سياستگذاري صحيح مسئولين و هماهنگي و وحدت رويه در اجراي برنامه هاي تربيتي ، آموزشي ، اقتصادي و اجتماعي و برپايي عدالت در جامعه

4 – توجه به مشكل بيكاري ( ايجاد مراكز اشتغال زايي ، مهارتي و فني )

5 – توجه به مسائل اعتقادي ، ارزشي و فرهنگي و تقويت باورهاي ديني در نزد نوجوانان و جوانان . در جهت تقويت التزام به ارزشهاي فرهنگي و هنجار هاي اجتماعي خصوصا فعاليت هاي آموزش و پرورش كه نقش فرهنگ سازي دارد

در اين راستا از اهميت بسزايي برخوردار است.

6- توسعه امر سواد آموزي و تقويت فرهنگ كتاب خواني در بين شهروندان

7- انجام پژوهشهاي علمي در جهت شناخت عوامل آسيب زا در اين منطقه و ارائه راهكارهاي علمي

8 – توجه به  بهسازي   مساجد ، تقويت نماز جمعه ، و  فعاليت  هاي ارشادي    )    تقويت سازمان تبليغات ارشاد اسلامي ...)

9- كمك به هويت يابي صحيح در نزد نوجوانان و تقويت مهارت هاي مقابله اي در آنان

10- توجه به نقش رسانه هاي جمعي جرايد‍ مخصوصا نشريات بومي منطقه جهت جلوگيري از تفرقه ، و اختلاف و تلاش در جهت ارتقاء سطح آگاهيهاي فرزندان و خانواده ها )

11- توجه به فرهنگ سازي  و برنامه هاي فرهنگي ( بدور از جنجالهاي سياسي و باندي )  متاسفانه ديده شد ه كه به مناسبت هاي مختلف بودجه اي كه جهت بر پايي مراسم هاي مختلف فرهنگي در نظر گرفته و پيش بيني شده است ، از طرف نهادهاي مختلف دولتي به خريد سكه بهار آزادي اكتفا كرده و به مجموعه كادر خود اهدا ء مي شود.

منابع :

ساروخاني، باقر ،در آمدي بر دائر ه المعارف علوم اجتماعي ، جلد اول و دوم ، دانشگاه تهران

شكر كن ، حسين . روانشناسي اجتماعي ، انتشارات رشد ،1357

فرجاد ، محمد حسين. آسيب شناسي اجتماعي و جامعه شناسي انحرافات. انتشارات بدر1375.

 

 

 

پي نوشت :

     1 در آمدي بر دائره المعارف علوم اجتماعي ، دكتر باقر ساروخاني

2 مددكاري اجتماعي و جامعه شناسي مسايل اجتماعي ، دكتر محمد تقي شيخي

 

نگارنده : فرزانه يوسفيان / مشاور دبيرستان    payam83s@yahoo.com.au