مثلها و زبانزدهاي بختياري

سخني درباره مثلهاي بختياري



از آنجا كه بررسي حالات رواني و شيوه زندگي و طرز برخوردها و پندارهاي هر قومي ازمطالعه در زبانزدهاي آن قوم ميسر است، آنان كه در زندگي اقوام مختلف پژوهشي دارند مثلهاي هر قوم را بعنوان كليد راه يابي به فرهنگ هر منطقه مي دانند. در اين مرحله شايد بنظر كوچك و پيش پا افتاده بشمار آيد اما بوجود آمدن هر يك از اين ضرب المثلها در راستاي ذوق و سليقه و دانشوري و تجربه انديشمندان شكل گرفته و نبايد سرسري از آنها گذشت. تداخل ضرب المثلها در يك منطقه بزرگ و مشترك مشكلي است كه حل آن براي پژوهش گران به پژوهش دقيق و ريشه يابي اساسيتري نيازمند است. براي مثال ميدانيم كه هم ايذه يا آنژان و هم شوشتر يا شوش پايتخت خوزستان بوده اند و زبان خوزي در وسعت بسيار زيادي از دوران عيلاميان و دوران پهلوي ساساني در سراسر منطقه بختياري و خوزستان رواج داشته است. اكنون كه سرزمينها از هم جدا گرديده و فرهنگها از هم فاصله پيدا كرده اند بعضي ضرب المثلها هم در لهجه بختياري وجود دارد و هم در لهجه شوشتري و نمي توان تشخيص داد كه كداميك از ديگري گرفته شده اند. پاسداران ادب و فرهنگسازان هر دو منطقه هم مدعي هستند كه مثلهايشان ريشه در خويش دارد

در اين كتاب معرفي مثلها با روش آوانويسي صورت گرفته و خوانندگان عزيز را به صفحه كليد آوانويسي توجه ميدهيم. تذكر اين نكته ضروري است كه همه مثلها در اين مجموعه گردآوري نشده اند و شايد چند برابر اين مثلها در آينده گردآوري شود كه بتدريج نسبت به انتشار آن اقدام خواهد شد.




يكي سه ريال ايسيد گند هر اي كند پن ريال ايدادساس اي شس. *

yeki se riyal isyd gond-e har ikand pan riyal ida dasas isos.

يكي سه ريال ميداد خايه الاغ ميكند ولي پنج ريال ميداد دستهايش را مي شست. كنايه از آدمهايي است كه از روي ساده لوحي و ناداني، هر كاري را به ضرر خودشان انجام مي دهند.



. بيو كولم پات پتيه *

biyao kulom, pat patiye.

بيا روي پشتم سوار شو كه پايت برهنه است.
مقصود آدمهائي است كه زياد پرتوقع مي باشند و هميشه انتظار دارند كه ديگران خود را فداي آنها بكنند.



يكي گهد يه روز ديت بخير، گهدم مو امروزم خوب نيد تو از يه روزدي حرف ايزني. *

yeki gohd ya ruz dit bexyr gohdom mo emruzom xub nid to az yaruz di harf izani.

يكي گفت يك روز ديگرت بخير باشد گفتم من امروزم خوب نيست تو از يك روز ديگر سخن
مي گوئي.
اشاره به كساني است كه نمي خواهند براي كسي كاري انجام بدهند و طفره مي روند.


آدم دروگو دشمن خدايه *
adom dorogo dosmen xoday-e.

آدم دروغگو دشمن خداست.
( اين مثل در مكالمات روزمره فارسي نيز به همين صورت وجود دارد).


آشپز كه دو تا بو يا سور اي بو يا بي نمك. *

aspaz ke do ta bu ya sur ibu ya bi-nemek.

آشپز كه دوتا باشد غذا يا شور ميشود يا بي نمك.
درباره كارهائي است كه بصورت نامنظم بدست چند نفر انجام گيرد كه درست از آب در نيايد.


زهرا نبو سكينه ، مكه نبو مدينه *

zahra nabu , sekineh . makeh nabu, madineh .

زهرا نباشد بجايش سكينه ، مكه نباشد بجايش مدينه.
اگر زهرا نبود سكينه بچايش ، اگر مكه نباشد مدينه بجايش.
كنايه از مثل معروف اگر بلال مرد مگر ديگر اذان گو نيست.


مرغي كه انجير ايخوره نوكس كجه *

morqi ke anjir ixore nokes kaj-e .

مرغي كه انجير ميخورد نوكش كج است.
اشاره به اين شعر:
كار هر بز نيست خرمن كوفتن گاو نر مي خواهد و مرد كهن


يه سگي بيد آسيونه اي لست ، يه سگ دي ويد او سگنه اي لست. *

ya sagi bid asiyaon-e ilest ya sag-e di veyd ou sagen-e ilest.

يك سگي بود آسيا را مي ليسيد. سگ ديگري آمد آن سگ را مي ليسيد.

مصداق گدا به گدا رحمت به خدا.


بورچال كه هيرنه نسم مال در ارن. *

bur cal ke hirneh nesme mal dar aren

گاو پيشاني سفيد كه نعره ميكشد نصف آبادي فرار مي كنند.
اشاره به طبل ميان تهي و آدمهاي ترسو.


آدم خش مامله شريك مال مردمه. *

adome xas mameleh serik-e male mardom-e.

آدم خوش معامله شريك مال مردم است.


هر كي سوار هر مردم وابيد زيد پياده اي بو. *

har ki suvar har mardom vabid , zid piyade ibu.

هر كه سوار خر مردم شد زود پياده ميشود.
براي هميشه نمي شود مردم را بفريبي و با مال مردم زندگي كني.


سگ دسس ايشكنه سيچه ديمس اي بندين *

sag dases iskaneh sice dimes-e ibandin .

سگ دستهايش مي شكند چرا دمش را مي بنديد.
اشاره به كساني است كه هر كاري را بجاي خود انجام نمي دهند.


پيش بارون و كپنك . *

pis-e barun o kapenak.

قبل از فرا رسيدن باران نمد پوشيدن .
كنايه از تعجيل در كاري و شروع به عملي كه هنوز فصل آن نرسيده است.
يا پيش از اجل به سراغ مرگ رفتن.


زينه راضي ، ميره راضي ، گور بو قاضي . *


zineh razi , mireh razi , gur bao qazi .

زن راضي مرد هم راضي گور پدر قاضي.
اگر دو نفر طرف معامله با هم راضي باشند ديگران دخالتشان بيمورد است.


مردي كه وازينه نداره ايگو آرت اي بيزي پست اي جمبه . *

merdi ke va zineh nedareh , iguart i-bizi pahsat i-jombeh .

مردي كه زنش را دوست ندارد اگر آرد به بيزد ميگويد چرا لمبه ات مي جنبد.
اشاره به بهانه جوئيهاي بيمورد در امور زناشوئي.


كور و شل ايگو كارانه بكن . *

kur ve sal igo karan-e bokon .

كور به شل مي گويد كارها را بكن .
اشاره به اينكه كار را به نا اهلش سپردن.


كچلي زير مي نا كوري تل صهرا. *

kacali zir m-eyna , kuri tel sahra .

كچلي در زير سرپوش پيدا نيست و كوري هم در صحراي وسيع و آزاد.
شعر من و مرگ فقرا ، ننگ بزرگان اين هر سه متاعي است كه آوازه ندارد.


آدم گن ز سرچشمه اوايخوره . *
adom gan ze sar cesmeh ao ixoreh .


آدم گند از سرچشمه آب مي خورد.
سيب سرخ براي دست چلاق خوب است.


الك بگر و نيات هر طور و تو نيشتن و اونون بنير . *

alak beger ve niyat , har taor ve to niyasten ve onon beniyar .

غربال بگير جلو رويت هر طور ديگران بتو نگاه كردند به آنها بنگر.
اشاره به اينكه هر كس را بر حسب رفتاري كه با تو دارد با او عمل كن.

دو هدر و دا ايبره گور و گا . *

dohdar ve da ibareh , guvar ve ga .

دختر به مادر مي برد و گوساله به گاو.
هر كس به اصل خود رجوع مي كند.


تا مال و اي واره ، اره و اي داره . *

ta mal ve i var-e , areh ve i dar-e .

تا خانواده در اين منزلگاه است ، اره بالاي سرشان آويزان است.
اشاره به اينكه تا رفتار تو بد است توقع خوبي نداشته باش.


شاد اويد مهمون ، با لاش بخورم نون. *

sad eveyd mehmun , balas boxorom nun .

شاد آمد مهمان كه از پرتو او نان بخورم.
رزق مهمان پيش از خودش مي رسد ( اشاره به مهمان نوازي مردم بختياري).


هر كي گپي نداره واسا بردي نشينه . *

har-ki gapi nedareh , va sa bardi nesine .

هر كس بزرگي بالاي سرش نيست بايد در سايه سنگي بنشيند.
اندرز بزرگان را رهنماي زندگي قراردادن و به آنان تكيه كردن.


بز شل نيار و نيبو. *

boz-e sal neharao nibu.

بز شل هرگز جلو گله نمي رود.
كار هر بز نيست خرمن كوفتن گاو نر مي خواهي و مرد كهن


بجور جاته بنه پاته . *

bejur jate , bene pate .

اول جايت را پيدا كن بعد پايت را بنه .
جائي بنشين كه بر نخيزانندت.

سگ پير گله اي نيبو. *

sag-e pir galleei nibu .

سگ پير بدرد گله باني نمي خورد.
كار جوانان به جوانان گذار.


گرگ زي و گله دارون خاك من سر يك دارون . *

gorg zey ve galedarun , xak minsar yeki darun .

گرگ زد به گله داران خاك بر سر كسي كه يك گوسفند دارد.
در خانه مور شبنمي طوفان است.


بزن و پا خوس ايزنن و دار ميش و پا خوس . *

bozen ve paxos izanen ve dar , misen ve pa xos .

بز را بپاي خودش مي زنند بدار و ميش را هم با پاي خودش.
من اگر نيكم اگر بد، تو برو خود را باش كه گناه دگري بر تو نخواهند نوشت


هر نخريده سيچه آخورس بستن . *

har naxeride sice axores basten .

خر نخريده چرا آخور برايش درست كردند.
اشاره به آدم هاي عجول كه پيش از مرگ به مسلخ مي روند.


آدم كور بهتر و حونه خوس ره اي بره . *

adom-e kur behtar ve hun-e xos rah i bare .

آدم كور بهتر راه خانه خودش را مي داند.
هر كس در كار خودش خبره تر است.


تا رهي نري مردنه ني آزمائي . *

ta rahi nari merdene niazomei.

تا راهي نروي مرد را نمي آزمائي.
مرد در سفر شناخته مي شود.


هرچي لر ايگو ز دل پر ايگو. *

har ci lor igo ze dele por igo.

هرچه لر مي گويد از دل پر مي گويد.
تا دلي آتش نگيرد حرف جانسوزي نگويد.
حال ما خواهي اگر ، از گفته ما جستجو كن


اي خدا بارون بزن بزم بزايه كلگ دو يك بگره بووم خدايه *

ay xoda barun bezan bozom bezayeh , kalge du yak bagere baom xodaye


خداوندا باران بزن ميشم بزايد كلك با دوغ همزمان برسد پدرم خداست.
در زماني كه همه كارها بر وفق مراد حاصل آيد.


خرمن ور نسا گا مين برافتو *

xarmen vor nesa , ga min bar-aftao.

خرمن در مشرق گاو در مغرب
يعني گاو بايد نزديك خرمن باشد كه با آن محصول خرمن را خورد كنم.
كنايه از ناهمآهنگي در كارهاست.


نون نسانه ايخوره پارس برافتويه ايكنه . *

nun-e nesane ixore, parse baraftaon-e ikone.

نان مشرق را مي خورد نگهباني مغرب را مي كند.
كنايه از شريك دزد و رفيق قافله بودن.

اسبنه نال ايكردن پخشه كوري هم پانه بلند كرد. *

asben-e nal ikerden paxse kuri ham pane boland kerd.

اسب را بغل مي كردند پشه كوري هم پا را بلند كرد ( كه مرا هم نعل كنيد).
تكيه بر جاي بزرگان نتوان زد بگزاف مگر اسباب بزرگي همه آماده شود


مو پولم ، ايسا رهگذ ر. *

mo polom , isa rahgozar.

من پل هستم و شما رهگذريد.
اشاره به اينكه من در اينجا حق آب و خاك دارم.


بز كه اجلس ايا نون شون ايخوره. *

boz ke ajales iya nune sun-e ixore.

بز كه اجلش مي آيد نان شبان را مي خورد.
چون نمك خوردي نمكدان را مشكن.


خدا نه شرگ مندمه فرگ دودر حامله داس بكر.*

xodan-e sorg mandome ferk , dohdar hamele das bekr.

خدايا شكرت كه من در فكر مانده ام دختر حامله است ولي مادرش بكر است
كنايه از دختران زودرس و پرمدعا.


اصل دار خطا نكرد بي اصل وفا نكرد. *

asl-dar xata nakerd , bi-asl vafa nakerd.

كسي كه اصالت دارد خطا نمي كند و كسي كه بي اصل است از او توقع وفا نبايد داشت.
نطفه پاك ببايد كه شود قابل فيض ورنه هر سنگ و گلي لوءلوء و مرجان نشود


مار تا صاف نوابو مين سيلاس نيره . *

mar ta saf navabu , min sillas nire.

مار تا صاف نشود در سوراخش نمي رود.
راستي كن كه راستان رستند.


اي ييزي ، اي بيني . *

i bizi , i bini.

آرد را مي بيزي و بعدش را هم مي بيني.
روزي كه بر من و تو وزد باد مهرگان آنگه شود پديد كه نامرد و مرد كيست


قرض خشي و لرزس نيرزه . *

qarz-e xasi ve larzes niyarzeh.

وامي كه در هنگام شادي مي گيري به لرزه پس دادنش نمي ارزد .
وام نستانم اگر وعده قيامت باشد.


چو رو كردن ز چپو بتره. *

cao rao kerdan ze capao batare.

دروغ و راست كردن از غارت اموال بدتر است.


كيونو دلس خشه ،‌ رنگ سورس ز تشه . *

keyvenu deles xase , rang-e sohres ze tas-e.

كدبانو دلش خوش است ، اما رنگ سرخش از آتش است.
كنايه از كسي است كه با سيلي صورت خود را سرخ نگه مي دارد.


ميش كه نبو بزن ايگون عبدالكريم. *

mis ke nabu bozen igon abdolkerim.

ميش كه نباشد به بز مي گويند عبدالكريم.
چو بيشه تهي گردد از نره شير شغال بدانديش گردد دلير


گيوه كش هي پاس پتيه. *

give- kas hey pas patiye.

گيوه كش هميشه پايش برهنه است.
كوزه گر هميشه از كوزه شكسته آب مي خورد.


دزه بن هورن نتري بگري . *

doze bon huren natari begeri.

دزد ته خور ( خورجين ) را نمي تواني بگيري.
كنايه از دزد خانگي است.

كيكنيد ، چرنيد گد خروس پامه تلنيد. *

kiknid , cernid, gohd xorus pame telnid.

جيغ زد ، فرياد كرد گفت خروس پايم را لگد كرد.
كنايه از بهانه جوييها و شكوه هاي بي اساس بعضي آدمها.


صهرا كه اري اگوي ، اخندي هونه كه اياهي درس اي بندي. *

sahra ke eri egoy o exandi , hune ke iyahi dares ibandi.

بيرون كه مي روي مي گوئي و مي خندي ولي بخانه كه بر مي گردي درش را مي بندي (يعني زبانت را مي بندي ).
يار دارا بودن و دل با سكندر داشتن.


تا دودر نبو راضي كر نيكنه بوس و بازي . *

ta dohdar nabu razi , kor nikone buso bazi.

تا دختر راضي نباشد ، پسر نمي تواند دختر را ببوسد و با او عشقبازي كند .


بوس خوه كه خوس خوه. *

baos xuve ke xos xuve.

پدرش خوب است كه خودش خوب است.
پسر كو ندارد نشان از پدر تو بيگانه خوانش مخوانش پسر .


ار هزار ليشم هي گوشت مبشم . *

ar hezar lisom , hey guste misom.

اگر هزار كه بدم بالاخره گوشت ميشم .
اصل خوب بالاخره خودش را نشان مي دهد .


ميمون دير مجال شومس وا خوسه. *

meymun dir-mejal somes va xos-e.

مهمان ديد هنگام شامش با خودش مي باشد.
كنايه از وقت شناسي است.

باد اورد خدا سي هوشه چين. *

bad everd xoda si husecin.

باد را خداوند براي خوشه چين آورد.
رزق را روزي رسان پر مي دهد.


گرگ كه پير ايبو سگ وش ايخنده . *
gorg keh pir ibu sag ves ixandeh.

گرگ كه پير مي شود سگ به او مي خندد.
چون پيرشدي حافظ از ميكده بيرون شو رندي و خراباتي در عهد شباب اولي.


نر ميش شاخ ايزنه . *

nar mis sax izaneh.

ميش نر كه شاخ دارد حتما شاخ مي زند.
يعني آدم زور دار هر چه كه نجيب باشد باز زور مي گويد.


علق لر ينداس اياهه *

alqe lor dindas iyahe.

عقل لر بعد از كارش مي ‏آيد.
كنايه از آدمهائي كه قبل از شروع بكاري به عاقبت آن فكر نمي كنند.


سر كچل منديره تونگره . *

sare kacal bandire tongore.

سركچل منتظر يك ضربه انگشت است كه خون بيايد.
آدم بهانه گير منتظر يك فرصت كوچك است.


نه كور حيا داره نه اورو صدا. *

na kur haya dare , na ao ru seda.

نه كور حيا دارد نه آب رودخانه صدا.
اصل بد نيكو نگردد هركه بنيادش بد است.

هر كي توم بوس نيد ري پاش مي نيد. *

har ki tom baos nid , ri pas mi nid.

هر كس تخم پدرش نباشد روي پايش مو ندارد.
هر كسي به اصل خودش رجوع مي كند.


درخت ز ريشه خوش كرم ايزنه. *

deraxt ze rise xos kerm izane.

درخت از ريشه خودش كرم مي زند.
كرم درخت از خود درخت است.


يه كاري بكن سي صواو نه سيخ بسوسه نه كواو. *
ya kari bokon si suvav , na six besuse na kevav.


كاري بكن بهر صواب نه سيخ بسوزد نه كباب


يكي نيگو هي هالو خرت و چند . *

yeki nigo hey halu xaret be cand.

كسي نمي گويد اي دائي خرت را به چند مي فروشي.
يعني كسي از حال ما نمي پرسد.


روغن آبيد تو كست و گل. *

ruqen abid to kest ve gel.
روغن شد و به زمين رفت.
كنايه از گم شدن ناگهاني.


اجاقس روشن وابيد. *
ojaqes rusen vabid.

اجاقش روشن شد.
بچه دار شد.


آرتم بختم آربيزن دار كردم. *

artem bextom , arbizen dar kerdom.

آرد را بيختم و آرد بيز را آويزان كردم.
يعني ديگر جواني را پشت سر گذاشتم.

كانداشت يه چي داشت. *

ka nedast yaci dast

آقا ندار صاحب چيزي شد.
كنايه از آدم نو كيسه است.


لنگري ري لنگري يوره خمون يوره لرون. *

langeri ri langeri , yo ra xomun yo ra lorun.

.
سيني روي سيني اين راه خودمان واين هم راه لرها.
هر كسي كار خودش بار خودش.


بز تر زي هف رو وا ما تحت خوس قهر كرد. *

boz terzy , haf ru va mataht-e xos gahr kerd.

بز ترزد و هفت روز با مقعد خودش قهر كرد.
كنايه از آدمهاي قهر آلود.


سي مسا ايگريوه نه سي نسا *

si mesa eigeriveh na si nesa.

براي مسها گريه مي كند نه براي نسا خانم
قربان بند كيفتم تا پول داري رفيقتم.


هر همو هره پالونس آلشت اويده *

har hamu hare palunes alest avide.

خر همان خر است پالانش عوض شده است.
خر عيسي گرش به مكه برند چون بيايد هنوز خر باشد.

كر خو مال ميراث سي چنسه كر ليشم مال ميراث سي چنسه *

kore xu mal miras si cenese
kore lisam mal miras si cenese.

فرزند خوب ارث و مال را براي چه مي خواهد و فرزند بد هم ارث و مال را براي چه ميخواهد
ميراث پدر خواهي علم پدر آموز كاين مال پدر خرج توان كرد به يك روز


برديم و آسماري هني دست زدينم ني ورداري. *

bordim-e ve asemari , hani das ze dinom ni-vordari.

مرا به كوه آسماري بردي هنوز دست از دنبالم بر نمي داري.
يعني بيچاره ام كردي و ديگر ولم نمي كني ( كوه آسماري نزديك مسجد سليمان است ).


پهنه داس و دس گلو *

pehneh da ve dasse gulu.

پيه را به دست گربه داد.
كنايه از كساني كه قافيه زندگي را مي بازند.


دلته بنه به دلدون آرتت يكو و همبون. *

delet-e bene be deldun , artet-e boko ve hambun.

دلت را در سينه بگذار و آردت را در انبان.
يعني هر چيز را بجاي خودش بگذار و خيالت را راحت كن.


اختيار دس كا بختيار *

extiyar das ka baxtiyar.

اختيار بدست آقا بختيار است.
ميدان اختيار را به كسي واگذار كردن.


كور به كور ايگو زرتم و تيات . *

kur be kur igo zertom ve tiyat.

كور به كور مي گويد تف به چشمانت.
اين ضرب المثل مترادف : سيخ به سيخ چي مي گويد صل علي.
يعني كسي كه خودش عيبي دارد عيب ديگران را مي گويد.


ميراث خرس و كفتار ايگرده. *

miras-e xers ve kaftar igarde.

ارث خرس به كفتار مي رسد.
كند همجنس با همجنس پرواز كبوتر با كبوتر باز با باز.


سگ كه چاق ايبو مر گوشتس ايخورن. *

sag ke caq ibu mar gustese ixoren.

اگر سگ چاق شد كه گوشتش را نمي خورند.
آدم پست اگر دنيا را به آدم بدهد ارزش ندارد.


گدا گردو داد آدم اشكمو نداد. *

geda gardu dad , adom eskamu nedad.


گداي دوره گرد بخشش دارد ولي آدم شكمو بخشش ندارد.
آدم شكمو همه چيز را براي خودش مي خواهد.


يكي يه دونه يا شل ايبو يا ديونه. *

yeki ye duneh ya sal ibu ya divune.

يكي يك دانه يا شل ميشود يا ديوانه .
بچه كه در خانه يكي باشد لوس بار مي آيد و بدرد زندگي نمي خورد.


اونو كه بيدن ته گرهدن اونو كه نبيدن ري گرهدن . *

ouno ke biden, tah gerehden , ouno ke nabiden , ri gerehden.

آنها كه بودند ته نشستند و آنها كه نبودند رو آمدند.
اسب تازي شده مجروح به زير پالان طوق زرين همه بر گردن خر مي بينم.


هونه مبا بي كهخدا احمد ره مهمد به جاس . *

hune maba bi kahxoda , ahmad rahd mohmad bejas.

خانه بي سرپرست نباشد احمد رفت محمد بجايش .
خدا نكند خانه بدون سرپرست باشد ، اگر احمد رفت محمد بجايش بماند.


ارجوم كهنه تره اصلم كلنتره . *

ar juvam kohne-tar-e , aslom kalontar-e.

اگر پيرهنم كهنه تر است ولي اصلم كلانتر است.
اين مثل مترادف است با : اگر از اسب افتادم از اصل نيفتادم.
اگر فقير شدم ولي روحم بي نياز است.


ار جوم درسته اصلم نپهرسته . *

ar juvam dereste , aslom napehresteh.

اگر پيراهنم پاره شد ولي اصلم از بين نرفته.
اگر فقير شدم ولي اصلم را از دست نداده ام.


ار بوسه نيدبي ادعا شاهي ايكرد. *

ar baos-e nidid , edea sahi ikerd.

اگر پدرش را نديده بود ادعاي شاهي مي كرد.
هر كس پا را بحد گليم اش بايد دراز كند.


بدته بفرشن و آسيو خوبته بفرشن و ميلس. *

badet-e beferesn ve asiyao , xobet-e beferesn ve meyles.

فاميل و يا پسر خوبت را بفرست يه آسياب و پسر خوبت را بفرست يه مجلس.
كه هر چيزي بجاي خويش نيكوست.


خدا هر نه دي كه شاخ بس نداد. *

xoda haren did ke sax bes nedad.

خدا خر را شناخت كه شاخش نداد.


بگو سگ چو بگر دس. *

bogo sag cu beger das.

چو نام سگ بري چوبي بدست آر.


رو بجائي كه بخوننت نه جائي كه چو ور دارن بروننت. *

rao be jai ke bexunenet , na cu vor daren berunenet.

بجائي برو كه با آغوش باز بپذيرندت تو نه جائي كه چوب بردارند و برانندت.


احمد ايره ممد اياهه. *

ahmad ire mohmad iyahe.

احمد مي رود محمد مي آيد.
كنايه از مزاحمت است.


كر واخوس ري زمين بو. *

kor va xos ri zemin bu.

پسر بايد خودش روي زمين باشد.
هر كس بايد متكي بخود باشد و روي پاي خود بايستد.


سنگين بيو سنگين برو. *

sangin berao , sangin biyao.

سنگين بيا سنگين برو.
هيچوقت وقار خود را از دست نده تا عزيز باشي.


شيرين برو شيرين بيو. *

serin berao , serin biyao.

شيرين برو شيرين بيا.
كمتر برو كمتر بيا تا احترامت هميشه بر جا باشد.


سوزه وا به دهون گا شيرين بو. *
saozeh va be dehun-e ga serin bu.

علف بايد به دهن گا و شيرين باشد.


مردگا بورس شير واره. *

mord-e-ga bores sir vareh.

گاو مرد شير واره بريد.
اگر معامله نداريم ولي دوستي نبايد قطع شود.


آدم كه بدبختي سيس يهاهه شوسيه گيس اياره.*

adom ke badbaxti sis iyahe , sao siyah gis iyare.

آدم كه بدبختي برايش مي آيد شبش هم از شبهاي ديگران سياهتراست.
بخت چون از خليفه برگردد اسبش اندر طويله خر گردد.


تازي وخت شكال ريدنس اي گره. *

tazi vaxt-e sekal ridanes igere.

تازي به هنگام شكار مي خواهد ادرار كند.


شليك بعد ز كو گون. *

silik bahd ze kao gun.

بعد از رفتن كبك ها شليك تفنگ بي نتيجه است.
كنايه از كار بي نتيجه است.


هر نره ز گنداس اي يشني. *

har-e naren ze gondas iyasni.

خر نر را از تخم هايش مي شناسي.
كنايه از آدمهايي كه عقلشان به چشمشان است.


نه ز پل ايره نه ز گدار. *

na ze pol ire, na ze godar.

نه ز پل مي رود نه از گدار.
يعني به هيچ اصلي پابند نيست.


آسيو ايدراره ليوينه اي كپنه. *

asiyao iderare , livine ikapn-e.

هر چه آسياب در مي آورد آسيابان مي خورد.
كنايه از كسي كه به فكر اندوخته نيست و هرچه در مي آورد مي خورد.


بهيگنه بمال بزما اوسو بفرشنس به كه . *

behigene bemal bezma , ouso beferesnes be koh.

عروس را اول در خانه آزمايش كن بعد او را به كوه بفرست.
زن را اول تجربه كن بعد به او آزادي بده.


سون گلنه ول ايكنه هونه خدا كه دس ني ور داره *

sun galan-e vel ikon-e , hun-e xoda ke das nivordar-e.

اگر چوپان گله را رها كند ولي صاحب گله كه دست از گله بر نمي دارد.


قومي نه ايكنن سي يو كه پشت پر آبونه حالي. *

qaomin-e ikonen si yo ke post por abu , na hali.

خويشاوندي را براي آن مي كنند كه پشت آدم پر شود ( يعني فاميلش زياد شود) نه كم.
در خويشاوندي هدف زيادشدن فاميل است.


نه گرت ز شله وريسه نه سوار ز نخ كش. *

na gart ze solleh veris-e , na suvar ze taxkas.

نه گرد از گل بر مي خيزد و نه سوار از گيوه كش.
تربيت نيكو نگردد هر كه بنيادش بد است.


هور سوز منت خومه كشتي صهرات مردم. *

hur-e saoz menet xom-e kosti , sahrat mardom.

اي خور سبز از داخلت خودم را كشتي و از بيرونت مردم را.
يعني خور خالي است در حاليكه ديگران مي پندارند پراست.


ليوينه ز گسنه اي مرد گهدن گرده گره گليس. *

livin-e ze gosne-i mord , gohden gerdeh gere gilis.

آسيابان از گرسنگي مرد گفتند نان بيخ گلويش گير كرد.
كنايه از اينست كه كسي كه با موادي سروكار دارد وشايد از مصرف آن خودش محروم باشد.
( كوزه گر از كوزه شكسته آب ميخورد).


اي خر اي خر بهم خرونت بنير. *

ay har , ay har , be hom harunet beniyar.

اي خر اي خر به هم خرانت نگاه كن.
كند همجنس با همجنس پرواز كبوتر با كبوتر باز با باز.


او رو ز را خدا كيارشي هم نگذشت. *

ao ru ze ra xoda kiyaresi ham nagodast.

يعني آب رودخانه از راه خدا كيارشي كه شناگر قابلي هم بود نگذشت.
گاهي آب خشمگين به شناگر هم رحم نمي كند.


زدس بارون جستم من چه اوي. *

ze das-e barun jestom men cah ao.

از دست باران فرار كردم به چاه آب افتادم.
كنايه از چاله به چاه افتادن است.

چي او نوا تشنه پشت سر بوني. *

ci ao , nava tasen-e post-e sar beni.

مانند آب نبايد آتش را پشت سر بگذاري.
يعني خاصيت آب را داشته باش كه كارش خاموش كردن آتش است.
اگرت خار گل تازه رسي ساخته اند پاس ناموس چمن دار و خليدن آموز

مه از يه شو ديار بي دو شو پر مال بي. *

mah ar ya sov-e diyar bi do sov-e por mal bi.

ماه اگر يكشبه پيدا باشد شب دوم پرآسمان آبادي است.

تا داريم سر ايدر اريم هميكه نداريم پيت ايور اريم. *

ta darim sar ider arim , hamik-e nedarim pit iver arim.

تا داريم بدمستي مي كنيم ولي همين كه تهي دست شديم التماس مي كنيم و بدور خود مي پيچيم.


ديگ سه كوچك ديگ لون هم سه كوچك. *

dig se kocok , dig lun ham se kocek.

ديگ بزرگ سه سنگ ، ديگ كوچك هم سه سنگ.
كنايه از كوچكترها است كه ادعاشان از بزرگترها بيشتر است.


كه ز خوت نيد كهدونم ز خوت نيد. *

kah ze xot nid , kahdunam ze xot nid.

كاه از خودت نيست كاهدان هم از خودت نيست.
در هر كاري جنبه اعتدال بايد رعايت شود.


حرف ايزنم با مهني ار هر نيدي افهمي . *

harf izanom ba mahni , ar har nidi efahmi.

حرف ميزنم با معني اگر خر نيستي مي فهمي.
العاقل يكفيه الاشاره عاقل را اشارتي كافي است.


تا نكشي رنج نيخوري آش برنج. *

ta nakesi ranj , nixori as berenj.

تا رنج نبري گنج بدست نمي آوري.
نابرده رنج گنج ميسر نمي شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد.


هر كينه ايخوين بزمائين در اين به همسائيس. *

harkin-e ixoein bezmain , derain be homsais.

هر كه را مي خواهيد آزمايش كنيد همسايه اش بشويد.


مال منه سر بهيگ بهيگ مالنه ور داد. *

mal men-e sar behig , behig malen-e vardad.

مال يا طايفه پشت سر عروسند ولي عروس همه را رها كرد.
من با توام و دل تو جاي دگر است.


بهيگ بر وزنبي شو چي چرا ايسود. *

behig be ruz nabi , sao ci cera isod.

عروس روز پيدايش نبود شب مثل چراغ مي درخشيد.
شب گريه سمور مي نمايد.


كوكونه گهدن هايت كو چيره گهد تيام دروي تا هم يونه نهامس. *

kokevan-e gohden hayat kocir-e , gohd tiyam derveyd ta hameyon-e nehames.

جغد را گفتند تخمهايت كوچك است ، گفت چشمم در آمد تا همين را هم نهادم.
بيش از حد از كسي نبايد انتظار داشت.


همبونه دان خرس ور ارس هر دس بجا مز. *

hambun-e dan xers verares, hardes beja mez.

انبان را دادند به خرس كه دباغيش كند خوردش بجاي مزدش.
اصطلاح آفتابه به خرج لحيم كردن است.


بهونه كه تو بارون داره. *

bhun-e ke tao barun dareh

چادر سياه است كه طاقت باران را دارد.
مثل اصطلاح ً نمد است كه دم تيشه استقامت مي كند ً .


گرگر اك گهد : چي وا برزير نيخورم. *

gargarak gohd: ci va barziyar nixorom

سوسمار گفت من با برزگر غذا نمي خورم.
يكي را به دهقان ندادند راي مي گفت كو خانه كدخداي


لر تا لندنه داره من ره نياهه. *

lor ta lendan-e dare , men-e ra niyahe.

لر تا كوله پشتي را دارد براه نمي آيد.
هستي مي كند مستي.


شل به رفتارس كور به ديدارس. *

sal be raftares , kur be didares.

شل به رفتارش مي نازد و كور به ديدارش ( باندازه بود بايد نمود).


بو دام ز دالوم اياهه. *

bu dam ze dalum iyahe.

بوي مادرم از مادر بزرگم مي آيد.
چون كه گل رفت و گلستان شد خراب بوي گل را از كه جوئيم از گلاب


يه كاسه داريم ارك برك تو پرس ك مو پر ترك. *

ya kase darim arak barak , to pores ko mo por tarak.

يك كاسه داريم بيار و ببر تو پرش كن من پر ترك.
اگر تو يك كلاغ را چهل كلاغ مي كني ، منهم بيشتر مي كنم.


مو هي نه كه نيخون بگرن دس ايارن سي ديمس. *
mohin-e keh nixon begeren das iyaren si dimes.


ماهي را كه نمي خواهند بگيرند دست بسوي دمش مي برند.
ماهي نخواهي دمش را بگير.


حونه خدا كه مهمون نيخو جل زير پاسه ايكشه. *

hune-xoda ke mehmun-e nixo , jol-e zir pas-e ikase.

صاحب خانه كه مهمان را نمي خواهد ، فرش زير پايش را مي كشد.


ددو هيز دوتي گونه ري زمين نداره. *

dadu hiz doti gaon-e ri zemin nedar-e.

خواهر نا بر جا دلش نمي خواهد كه برادرش روي زمين بگردد.
البته وحشت از انتقام برادر او را از چشمش مي اندازد.


نه كم توشه ايور داره نه تي تماشا. *

na kom tuseh i-vordare , na ti tamasa.

نه شكم توشه بر مي دارد نه چشم تماشا ذخيره مي كند.

ار گوشتنه بخوره خستنه ني سوژنه . *

ar gusten-e boxore , xasten-e nisuzne.

اگر گوشتش را بخورد استخوانش را نمي سوزاند.
كنايه از خودي و لسوزي است.


تيشه ز دسته خوس نيتاشه. *

tise ze dase xos nitase.

تيشه از دسته خودش نمي تراشد.
خودي هميشه غيرت خودي را دارد.


هر كي مندير همساسه شو بي شوم ايخوسه. *

har ki mandir homsas-e , sao bi som ixaose.

هر كي منتظر همسايه نشست گرسنه مي خوابد.

اورشم كه خوار ايبو پيوند خر و گا ايبو. *

aoresom ke xar ibu , peyvand-e har o ga ibu.

ابريشم كه خوار ميشود پيوند خر و گاو ميشود.
يعني در پالان خر مورد استفاده قرار مي گيرد.


هر كي بهك بوتيسه دايم سير مه به تياسه. *

harki behig-e botis-e , dayom sirmeh be tiyas-e.

هر كس عروس خاله اش باشد هميشه سرمه در چشمانش باشد.
يعني نانش در روغن است.


هر كي بهيگ كيچي سه دايم تنا بريسه. *

harki behig-e kicis-e , dayom tena beris-e.

هر كس عروس عمه اش باشد هميشه تهمت نثارش است.
يعني نانش در خون است.


سگنه خونيدن ري بون قرقب كرد گهد هونه ز خومه. *

sagen-e xaoniden ri bun , qerqap kerd gohd hune ze xome.

سگ را خواباندند روي بام خانه ، پارس كنان گفت خانه از خودم مي باشد.
مهمان را بخانه راه دادند صاحبخانه شد.


ميمي هرچي ليش تره بازيس بيشتره. *

meymi harci listar-e , bazis bistar-e.

ميمون هر چه زشت تر باشد بازيش بيشتر خواهد بود.


دز نابدل زنه و گهدون گه. *

doz-e nabadal zan-e ve kahdun-e ka.

دزد ناشي به كاهدان كاه مي زند.

منير و رنگ زردم گاديم كر بردم. *

maniyar ve rang-e zardom , gadin-e ker-e bardom.

به رنگ زردم نگاه مكن كه عقرب پشت سنگم.
فلفل نبين چه ريزه بشكن به بين چه تيزه.


نون جو نه ري داره نه آسر. *
nun jo na ri dare na asar.

نان جو پشت و رو ندارد.


حيا دار حيا كرد بي حيا گهدا ز مو ترسه. *

heyadar heyakerd , biheya gohd ze mo tarse.

حيا دار حيا كرد ، بي حيا گفت از من ميترسد.
آدم بي حيا چشم و رو ندارد.


افتو زي اوچو كه دز دلس ايخواس. *

aftao zy ouco ke doz deles ixas.

آفتاب زد آنجا كه دزد دلش مي خواست.


هر چي كني سي ناكس نه ايگو خونه ايگوبس. *

har-ci koni si nakas , na igo xu na igo bas.

هر چه براي آدم ناكس بكني نه مي گويد خوب است و نه مي گويد بس است.


منت دارن بكش منت داته نكش. *

mennat daren bekas , mennat date makas.

منت دار را بكش ولي منت مادرت را نكش.


دس خوم كس خوم. *

das-e xom kas-e xom.

دست خودم كس خودم.
خويشي با بستگان كردن بهتر از بيگانه است.


كونه دسم خوره دهونم. *

kone dasom xore dehunom.

دستم مي كند دهانم مي خورد.
هر كه نان از عمل خويش خورد منت حاتم طائي نكشد.


دس به دار بكش به دات نكش. *

das be dar bekas be dat makas.

دست به دار بكش به مادرت نكش.
منت دار ( اعدام ) را بكش ولي دست نياز بسوي مادرت دراز نكن.


زورس به هرس نيرسه دونه سي هولي. *

zures be hares nirase idaone si haoli.

زورش به خرش نمي رسد بدنبال كره اش مي دود.


خويم خوه بديم ز زهر مار بتره. *

xuvim xuv-e , badim ze zahremar batar-e.

خوبيم خوب است ولي بديم از زهر مار هم بدتر است.


دام به بوم ايسازه بووم لنگ تيز اي بازه. *

dam be baom isaz-e , baom leng-e tiz ibaz-e.

مادرم با پدرم مي سازد ولي پدرم لگدپراني مي كند.


كار دودر نكردنس بهتر. *

kar-e dohdar , nakerdanes behtar.

كار دختر نكردنش بهتر.


به ميش ايگون بجه به گرگ ايگون بگرس. *

be mis igon bejeh , be gorg igon begeres.

به ميش مي گويند جستن كن ولي به گرگ مي گويند او را بگير.
كنايه از آدمهاي دو چهره و مرموز.


هر كي به مو پيشتره نيشس و مو بيشتره . *

harki be mo pistar-e , nises be mo bistar-e

هر كس به من پيشتر است به من بيشتر نيش مي زند.
شيشه نزديكتر از سنگ ندارد خويشي هر بلائي كه به بيگانه رسد از خويش است.


تشت نيدم اما ديت كورم كرد. *

taset neydom ama. Dit kurom kerd.

آتش ترا نديدم اما دودت كورم كرد.
كنايه از آدمهائي كه خيرشان به هيچكس نمي رسد.


سي گا مكال چه يه من چه صد من. *

si ga makal ce ya man ce sad man.

براي گاو خيش نرو ،‌ چه يك من چه صد من.


مالته سفت بگر همساته دوز نكن. *

malet-e seft beger , homsat-e doz makon.

مالت را محكم بگير همسايه ات را دزد نكن.


گاتور يا شل يا كور. *

ga tur ya sal-e ya kur.

گاوي كه وحشي باشد يا شل است يا كور است.
هر بلائي كه بجان ميرسد از ناداني است.


يتيم گهد تا كومم ورا جونم ورا. *

yetim gohd ta kumom vera , junom dera.

يتيم گفت تا كامم بر آيد جانم در آمده است.


دودر تا ته خوته بستون تا مرده شور زنده شورت بود. *

dohdar tate xot-e bestun , ta mordesur zendesuret bu.

دختر عمويت را به همسري بگير تا هم زنده ات را بشويد هم مرده ات را.
يعني دلسوزت باشد.


به بنگشت گهدن سوكي يا سنگين گهد سوكي سنگيني دس خومه. *

be bengest gohden seveki ya sangin , gohd seveki sangini das xom-e.

به‌ گنجشك گفتند سبكي يا سنگيني گفت سبكي و سنگيني دست خودم است.
هر كسي احترامش بدست خودش مي باشد.


ار دو بورن تي يگ بندن همرنگ نبون همدنگ ايبون. *

ar do buren banden ty yak , homrang nabun, homdang ibun.

اگر دو اسب را پيش هم به بندند اگر همرنگ نشوند هم عادت مي شوند.
خوپذير است نفس انساني.


آدم كنس هم گسنه اي خوره هم نون. *

adom kenes ham gosneei xore , ham nunen.

آدم خسيس هم گرسنگي را مي خورد هم نان را.


روه و سيلا نيره گشه و ديمس اي بس. *

ruvah ve sila nirahd , gahseh ve dimes ibas.

روباه به سوراخ نمي رود شاخه درخت به دمش مي بندد.
مترادف است با : موش به سوراخ نمي رفت جارو به دمش بست.


هر سو شو اويد ز تاريكي مترس. *

harso sao eveyd , ze tariki matars.

هر وقت شب آمد ز تاريكي نترس.
آب كه از سر گذشت چه يك كله چه صد كله.


هر ايما ز كوچيري ديم نداشت. *

har ima ze kociri dim nedast.

خر ما از كره گي دم نداشت.


ار درويشم گوشت ميشم. *

ar darvisom gust-e misom.

اگر درويشم اما گوشت ميشم.
اگر فقيرم اما با اصل و نسبم.


مهمون كه نيخون او زيرپاش ايكونن. *

mehmun ke nixon ao zir-e pas ikonen.

مهمان را كه نمي خواهند آب زير پايش مي ريزند.


به سازنده گوهدن ساز بزن گهد تخت پام درد ايكنه. *

azende gohden saz bezan gohd taxt-e pam dard ikone.

به نوازنده گفتند بنواز گفت كف پايم درد مي كند.
كنايه از بهانه بيجا آوردن.


بز شل كهرس سركش نيبو. *

boze sal , kahras sarkes nibu.

بز شل نوزادش سركش نمي شود.
ذات نايافته از هستي بخش كي تواند كه شود هستي بخش.


نه گيوت لچه بو نه رفيقت بچه. *

na givat laceh bu , na rafiqet bace.

نه گيوه ات پاره و كهنه باشد و نه همسفرت بجه.


از شاخ گا مين سر حر بيد دنيا زير و زبر بيد. *

ar sax-e ga min sar-e har bid , donya zirozabar bid.

اگر شاخ گاو سر الاغ بود دنيا زير و زبر بود.
گربه مسكين اگر پر داشتي تخم گنجشگ از ميان برداشتي.


مرغ كه تيف ايكنه خاك و سر خوس ايكنه. *

morq ke tif ikone , xak ve sar-e xos ikone.

مرغ كه خاكها را زير و رو ميكند خاك بسر خودش مي ريزد.


بهيگ و هونه بو تيه نداشت و ميرس ايگهد قلا تيم كند. *

behig ve hune bao tiye nedast , ve miras igohd qala tiyom kand.

عروس از خانه پدرش چشم نداشت به شوهرش مي گفت كلاغ چشمم را در آورد.
تاوان چيزي را كه اصلا نداشته از ديگران مي خواهد.


نه گپ مال باي نه كوچير قافله . *

na gap-e mal baei , na kocir-e qafele.

نه بزرگ آبادي باشي و نه كوچك قافله.
در هر دو صورت بايد فرمانبر باشي.


اول اوزار خيش بعد هو هو گا. *

aval aozar-e xis , bahd hao haoe ga.
اول ابزار خيش را فراهم كن بعد گاو را بران.
اشاره به اين مثل كه : اول چاه را بكن بعد منار را بدزد.


جو بكال تا سير اوي سير كه اويدي بازم جو بكال. *

jao bekal ta sir aoi , sir keh avidi bazam jao bekal.

جو بكار تا سير شوي سير كه شدي باز هم جو بكار.
تا قدرت داري كار بكن كه از كار هيچكس ضرر نديده.


سوار به پياده ايگو زيتر بيوه. *

suvar be piyade igo zitar biyao.

سوار به پياده مي گويد زودتر بيا.
هركه سوار است خبر از پياده ندارد.


گا اي كاله ، هر ايخوره. *

ga ikale , har ixare.

گاو مي كارد خر مي خورد.
اشاره به اين مثل : كار كردن خر ، خوردن يابو.


وا خدا كج وا رفيق راست. *

va xoda kaj , va refiq rast.

با خدا كج با رفيق راست.
با ما كج و با خود كج و با خلق خدا كج آخر قدمي راست بنه اي همه جا كج


گدائي كتور به ز بادشاهي بيل. *

gedaei katvar , beh ze padesahi bile.

گداي بيل چند نفره بزرگ را بكشي بهتر از اينست كه بيل ترا پادشاه كند.
يعني اگر منت هم مي كشي منت مرد را بايد كشيد نه نامرد.


شير ز بيشه بيا در نر ايخو بو ما ايخو بو. *

sir ze bise biya dar , nar ixo bu , ma ixo bu.

شير از بيشه در بيايد مي خواهد نر باشد ، مي خواهد ماده باشد.
شير هم شير بود گرچه به زنجير بود.


بعد پائيز كلاه نمدي. *

bahd-e poeiz , kola nemedi.

بعد از فصل پائيز و كلاه نمدي.
نوش داروئي و بعد از مرگ سهرا ب آمدي سنگدل اين زودتر ميخواستي حالا چرا


دز ترسو جاس و مين جنگل بازفت نيد. *

doz-e tarsu jas ve min-e jangal-e bazoft nid.

دزد ترسو جايش در جنگل ترسناك با زفت نيست.
مرديت بيازماي و آنگه زن كن.


وا اي كند كا ايخي بري اندكا. *

va i kend-e ka , ixi beri andeka.

با اين لمبه شل مي خواهي به انديكا بروي.
انجام هر كاري نياز به مرد دارد.


هر ايخواس چي گا خاش بكنه چيلس درست. *

har ixas ci ga xas bekane , ciles derest.

خر مي خواست مانند گاو نشخوار كند دهانش پاره شد.
مي خواست مثل كبك راه برود راه رفتن خودش را هم فراموش كرد.


الك به قيلون گهد خاك مين سرت دو سيلا داري. *

alak be qeylun gohd xak min-e saret , do sila dari.

الك به قليان گفت خاك برسرت دو سوراخ داري.
هر كه عيبي دارد نبايد از ديگران عيبجوئي كند.


زينه تا ز ري ميره نبيه سي رفيقس پل نيبره. *

zine ta ze ri mire nabine , si refiqes pal nibore.

زن تا از روي مردش نبيند براي معشوقه اش گيسو نمي برد.
در مقام سوء استفاده كردن از اخلاق مرد.


هر كي هم نشينس داله خوراكس گوشت مرداله. *

harki homnesines dal-e , xorakes gust-e mordal-e.

هر كس همنشينش لاشخور است هميشه خوراكش گوشت مردار است.
همنشين تو از تو به بايد تا ترا عقل و دانش افزايد.


يكي دا يك استيد يكي دي سنگ به سراي زيد. *

yeki dad , yeki esteyd , yeki di sang be sar izeyd.

يكي داد يكي گرفت يكي ديگر سنگ آنها را بسر ميزد.
بخيل دلش نمي خواهد كسي نان كسي ديگر را بخورد.


هر بردي نرم تره كرم ايخورس. *

har bardi narmtar-e , kerm ixores.

هر سنگي نرم تر باشد كرم آنرا مي خورد.
لعبت شيرين اگر ترش ننمايد مدعيانش گمان برند كه حلواست.


تا دير بنوئي دوست نيبوئي. *

ta dir nabuei , dus nibuei.

تا دور نشوي دوست نمي شوي.
دو دوست قدر شناسند حق صحبت را كه مدتي ببريدند و باز پيوستند.


دام گگو نداشت خم هالو هالو ايكردم. *

dam gagu nedast , xom halu halu ikerdom.

مادرم برادر نداشت خودم دائي دائي مي كردم.
اشاره به اين مثل :‌ سگ پدر نداشت گريه مي كرد كه عمويم را مي خواهم.


شو كار دراز قلندر بيكار. *

saogar deraz , qelandar bikar.

شب دراز است و قلندر بيكار.

دشمنت كه او اي برس بزن مين سرت بگو گگو گگو. *

dosmenet ke ao ibares , bezan min saret , bogo gagu gagu.

دشمنت را كه دارد غرق ميشود بزن بر سرت و برادر برادر كن.
در فكر نجات جان مردم باش ،‌ هر چند كه دشمنت باشد.


تيري كه و مو نخوره به همسا بخوره چي جوال گه . *

tiri ke ve mu naxore be homsam boxore , ci juval-e kah-e.

تيري كه به من نخورد به همسايه بخورد مثل جوال كاه است.
پسندي كه شهري بسوزد به نار چرا چون سرايت بود در كنار.


مو دو تونه زنم تو دو خاله خاكه بگرده چاله به چاله. *

mo du ton-e izanom , to du xale , xale begarde cale be cale.

من دوغ ترا مي زنم تو دوغ خاله را خاله خودش از اين چاله به آن چاله بگردد.
من غم ترا مي خورم ولي تو بجاي اينكه غم مرا بخوري غم ديگري را مي خوري.


هر هونه كه سر گردنه عرعر كنه ، نه مين كاروم سرا. *

har hone ke sar gardene ar ar kone na min karomsera.

خر آنست كه سرگردنه عرعر كند نه در كاروانسرا.
مردي در ميدان آزمايش معلوم مي شود.


مهمون هر كي هونه هر چي . *

mehmun harki , hune harci.

مهمان هر كه باشد و در خانه هر چه باشد.
ً تسقط الاداب بين الاحباب ً : در بين دوستان تشريفاتي نيست.


حرف حرف اياره گندم برشته او. *

harf harf iyare , gandom bereste ao.

سخن سخن را مي آورد گندم برشته آب مي طلبد.
چو بد كردي مشو ايمن ز آفات .

بارني كه تم نهار همسن داسه *

barni ke tohm nehad , homsene daseh.

مرغ جوان و تازه رس كه تخم گذاشت ديگر همسن مادرش است.


كره بز شل پازني نيبو. *

kahre boze sal , pazani nibu.

بچه بز شل هرگز مثل گوزن نمي دود.
هر كسي به پدرش مي برد.


پيلت بل افتو خوت بشين سا. *

pilet bel aftao , xot besin sa.

پولت را در آفتاب بگذار و خودت در سايه مراقب باش.
كلاهت را محكم بگير كه آن را از سرت بر ندارند.


گور و گا اي بره دور و دا . *

guvar ve ga ibare , duvar ve da.

گوساله به گاوش مي برد و دختر به مادرش.
هركسي بر طينت خود مي تند.




چيستان ها


چن چنگ


يو چنه چن چنگه داري قلا فر تنگ.

yo cen-e cen-cenak-e dari qela fertenak-e.

اين چيست كه مثل رنگ كلاغ است و مي پرد: ً باروت ً

ز ايچو تا به شوشتر همس خين كموتر.
ze ico ta be sustar hamas xin-e kamutar.

از اينجا تا به شوشتر همه اش خون كبوتر : ً گل سرخ ً


يوچنه خس يه چنگه صداش پرتنگه.
yo cen-e xos ya cang-e sedas por tang-e.

اين چيست كه خودش بقدر يك چنگ است ولي صدايش پر تنگ ( كوه ) است : ً زنگوله ً


يو چنه داس به گل بوس به گل تخم ايونه سه پل سه پل.

yo cen-e das be gel baos be gel tom ivane se pel se pel.

اين چيست كه مادرش در گل است و پدرش در گل ،‌ تخم مي گذارد سه مجموعه ،‌ سه مجموعه :
ً خربزه ً .


يو چنه شووروچي داريه ايگرده و نيواسه.
yo cen-e saw o ru ci dariye igarde o nivase.

اين چيست شب و روز مثل دايره مي گردد و نمي ايستد : ً آسياب ً.


بالا كه اره پائين كه اره مين جقا كه گوشت بره.

bala koh are , pain koh are , min-e joqa koh gust-e barre.

بالاي كوه اره پائين كوه اره وسط كوه گوشت بره : ً دندانها وزبان ً.


آشيشه و ماشيشه دو چي منه يه شيشه .
a siseh o ma sise do ci men-e ya sise.

آقا شيشه و مادر شيشه دو چيز در يك شيشه : ً تخم مرغ ً.


سه دكو (‌دوش به دوش )‌ اولي س مخمل فروش دوميس آرت فروش سومي س چو فروش.

se doku dus be-dus avails maxmal-ferus
dovomis art-ferus sewomis cu-ferus.

سه دكان دوش به دوش اولي مخمل فروش دومي آرد فروش سومي چوب فروش : ً سنجد ً.

يو چنه سيلاس تنگ و تاريكه منس عر و پا باريكه .

yo cen-e silas tang o tarik-e menes arru pa barike.

اين چيست سياه است و سوراخش تنگ و تاريك است ، در درونش لاغر پا باريك است : ً مورچه ً.


يو چنه نه دس داره نه پا او و ايخوره چي ورزا.

yo cen-e na das dar-e na pa aov ixor-e ci vorza.

اين چيست كه نه دست دارد نه پا آب مي خورد مثل ورزاب : ً خمير ً.


يوچنه سگ هاره پس داره.
yo cen-e sag-e hare pase dar-e.

اين چيست كه سگ ها راست و پشت درخت است. : ً اره ً.


يو چنه هف كاكا مين يه قبا.
yo cen-e haf kaka min ye qaba.

اين چيست كه هفت برادر در يك قبا : ً ليمو ً.


دس نمدي پا نمدي جليقس بور نه آدمي.

das nemedi pa nemedi jeliqas bur na adami.

دست نمدي پا نمدي جليقه اش بور است و آدم نيست : ً خرس ً.


تكول دارم پر ز نار ارزهلته يكي وردار.

takol darom por ze nar ar zahlat-e yeki vordar.

تا پوئي دارم پر از انار اگر جرئت داري يكي بردار : ً آتش ً.


يوچنه زرد زرد زعفرون پشت كه كافرون.

yo cen-e zard-e zard-e zaferun post-e koh-e kafarun.

اين چيست زرد زرد زعفران ، پشت كوه كافران : ً خورشيد ً.

چنه چنه شو ايگرده گردالي روز ايگرده گردالي مندن نداره گردالي.

cen-e cen-e saw igardeh gardali
ruz igard-e gardali
manden nedar-e gardali.

اين چيست شب ميگردد گرد آلود روز ميگردد گردآلود ماندن ندارد گرد آلود: ً آسياب ً.