مدیریت کار آمد یکی از ارکان اساسی در سازندگی جامعه و نسل آینده
بهرام علی سینایی - دبير دبيرستان - كارشناس ارشد مديريت دولتي
یکی از مهمترین وظایف و هنرهای مدیریت آموزشی و نیروی انسانی سازمان ها ، شکوفا سازی استعدادها و به فعل درآوردن توانمندی ها و خلاقیت های آنان است . بی تردید این هنر مدیریت در نحوه انتقاد پذیری و تشویق کارکنان به مشارکت پذیری در تصمیم گیری ها و سیاست گزاری های هر سازمان نمود جدی پيدا مي كند . اکنون ما نیاز به مدیریت کار ساز داریم به نحوی که با امکانات و منابع مالی موجود بتوانیم بهره وری ایجاد کنیم .
مدیر موفق فردی است که بتواند با خلاقیت و نوآوری از راه جلب رضایت کارکنان و تأمین منافع و حقوق آنان ، کالا يا خدمات را با کیفیت بهتر و با قیمتی پایین تر به بازار عرضه کند .
مشارکت یک حرکت آگاهانه ، فعال ، آزاد و با مسئولیتی است که برای تثبیت امور جامعه ضروری است . همراه با این تعریف ما نمی توانیم جدا از شرایط سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی در مورد مشارکت مردم فکر کنیم و از فواید آن صحبت کنیم . با توجه به اینکه امروز در مباحث توسعه «انسان» محور است ، طبیعتاً مشارکت این انسان در امور هم بیش از گذشته مطرح می شود .
شایسته سالاری در مدیریت ، ارتقای مشارکت زنان و به طور کلی افزایش مشارکت کارکنان دولت و ارتقای امنیت شغلی آنان ، نظام ارزشیابی و بهره وری کارکنان و آموزش های حرفه ای و تخصصی و اشتغال و استفادۀ بهینه از نیروی انسانی موجود در سازمان ها از عمده ترین اهداف مدیریت مشارکتی است .
امروزه در نظریات جدید ، مدیریت مشارکتی بیش از همه مورد توجه قرار گرفته است . زیرا در واقع مدیریت مشارکتی سبب نزدیکی اندیشه و دیدگاه های مدیران و کارکنان یک سازمان می شود و عملکرد جمعی را بهبود می بخشد .
با تأکید ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای خاتمی دام عزه ، اجرای این طرح به سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور محول گردیده است . مهمترین علت پیشرفت ژاپن با اینکه کشور کوچکی است و از منابع نفتی و دیگر منابع عمده چندانی برخوردار نیست ، همان داشتن مدیریت صحیح و کارآمد است .
مطالعات نشان می دهد که در جوامع جمع گرا ، شیوه مدیریت با جوامع فردگرا متفاوت است و اگر شیوه های مدیریت سازگار و متناسب با انسان های جمع گرایانه را درجامعه پیاده کنیم و به مدیران آموزش دهیم که نسبت به زیر دستانشان احساس مسئولیت کنند ، گام های مثبتی برداشته ایم . وقتی احساس امنیت برای کارکنان سازمانی نسبت به عملکرد منفعت جویانه مدیران وجود نداشته باشد و این روند در عرصه ها و جایگاه های گوناگون تداوم یابد هر نوع خلاقیت و نوآوری با مشکل روبرو می شود . زیرا شرط اول خلاقیت احساس امنیت است که انسان بتواند راه های مختلف را به رغم همه خطرات مورد آزمایش قرار دهد .
با توجه به استمرار مدیریت کلاسیک در طول سال ها در سازمان ها و مؤسسات گوناگون که سلسله مراتب از بالا به پایین به صورت خیلی خشک و دستوري اجرا می شود برای ایجاد تغییر و تحول در ساختار مدیریت و تبدیل آن به مدیریت مشارکتی بستر سازی فرهنگی بسیار تعیین کننده است . در این بستر سازی رسانه ها و به ویژه صدا و سیما می توانند نقش مهمی ایفا كنند . همچنین برگزاری دوره های آموزشی مناسب برای مدیران و کارکنان می تواند زوایا و آثار مثبت مدیران مشارکتی را در ابعاد مختلف روشن و مشخص سازد . بدین ترتیب با شناسایی نکات مثبت این نوع مدیریت در واقع عزم ملی در میان مدیران و کارکنان سازمان های دولتی به وجود می آید که امکان تحقق این طرح را هر چه بیشتر فراهم سازد .
هدف این است که در انتخاب و انتصاب مدیران به طور دقیق باید بر لیاقت ها ، دوره های آموزشی ، دانش تخصصی و میزان مهارتی که فرد دارد يعني بر شايسته سالاري تکیه کنیم . نکته بعدی این است که مدیران و کارکنان قانع شوند که باید به حرف یکدیگر گوش کنند و کارمند بتواند در یک بستر مناسب حرفش را به گوش مدیر برساند و مدیر نیز به این باور برسد که باید از فعالیت های خودش نظر سنجی کند و به سخنان و نظرات کارکنان احترام بگذارد .
در دنیای امروز برای دستیابی به توسعه سازمانی و جامعه نیاز داریم که چهار مقوله خلاقیت ، نوآوری ، مشارکت و ترجیح منافع سازمان و جامعه بر منافع فردی را در درون سازمان یا مؤسسه خود نمود بخشیم . اگر این چهار عامل را توانستیم در جامعه اجرا کنیم با امکان سبقت در تنوع ، نو آوری ، خلاقيت ، كارآفريني و ارتباط با سایر سازمان ها و تصميم گیری سیستمی ، رشد به وجود می آید . اما اگر صرفاً به دنبال اثر بخشی و کارایی و اجرای تصمیم گیری های قالبی در سازمان باشیم که با روش کلاسیک اداره می شود ممکن است این کارایی را در كوتاه مدت داشته باشیم ولي در بلند مدت سازمان به اهداف خود نخواهد رسيد . بنابراین در نهایت سازمان ، تحول و توسعه پیدا نمی کند و به سمت بهبود نمی رود مگر آنكه مديريت سيستمي و مشاركت جويانه باشد .
در مدیریت مشارکتی دیگر مدیر برخورد آمرانه ندارد و نیروهای کیفی و کارکنان در واقع آستین هایشان را بالا می زنند و خود گروه های کیفی تشکیل می دهند . در این گروه ها به هر حال مدیر هم باید نظر دهد و اگر بر اساس شایسته سالاری فرد به مدیریت نرسیده باشد ، دو حالت وجود دارد یا سعی می کند با فراگیری فنون لازم آموزش مناسب را فرا گیرد یا اینکه سازمان را ترک می کند .
بنابراین مهمترین نتیجه مدیریت مشارکتی این است که مدیر در جمعی قرار می گیرد که باید حرف نو و تفکر جدیدی را مطرح کند تا بتواند سازمانش را توسعه بخشد .
سبک رهبری در اداره امور سازمان ها بسیار مهم است . اهمیت سبک رهبری و تصمیم گیری به اندازه ای است که برخی از نویسندگان ، سازمان را شبکه تصمیم و مدیریت را عمل تصمیم گیری تعریف کرده اند .
تصمیم گیری جریان مستمر و دایمی است که با اخذ سبک رهبری در تمام فعالیت های سازمان وجود دارد و همه کارکنان به ویژه مدیران به طور مداوم درگیر عمل تصمیم گیری هستند . تصمیم گیری جوهر تمام فعالیت مدیران است و در هر وظیفه ای از مدیریت به نحوی جلوه گر می شود . مدیران همواره با شرایطی مواجه می شوند که مستلزم اخذ تصمیم است و کیفیت و چگونگی این تصمیمات با نوع سبک رهبری ، میزان توفیق و تحقق اهداف سازمان را تعیین می کند .
در واقع تصمیم گیری به منزله کلید فهم پیچیدگی های سازمان و عملکرد مدیر است زیرا در چنین سازمان ها با انسان ها سروکار داریم و تصمیماتی در مورد آموزش و پرورش انسان ها اتخاذ می شود و چنانچه این تصمیمات اتخاذ نگردد ، زیان های جبران ناپذیری برای افراد جامعه به بار می آورد . انسان ها ارزشمند هستند و وظیفه سازمان های آموزشی و مدارس پرورش استعداد و فراهم آوردن محیط و شرایط مناسب برای شکوفایی استعداد آن ها است . بنابراین تصمیماتی که مدیران آموزشی مدارس اتخاذ می کنند کلید سعادت و شقاوت افراد جامعه است . توجه و دقت به این امر مهم ، ضرورت دارد .
انسان موجودی برگزیننده ، انتخاب گر و یگانه موجودی است که به زیور عقل و منطق آراسته و از حق و مسئوليت و قدرت قضاوت برخوردار است . او باید با تکیه بر عقل ، منطق و قضاوت خود مسائل و مشکلات زندگی اش را حل کند . مسئولیت او ناشی از داشتن این توانایی ها و حق انتخاب است و نه از اجبار و مديريت آمرانه .
او باید در هر امری بیندیشد و امور مختلف را مورد مقایسه قرار دهد و آن را که از همه ارزشمند تر است ، برگزیند . عمر و چرخه زندگی یک انسان ، مجموعۀ تصمیم گيری های اوست که ناشی از سبک رهبری می باشد . سازمان هایی که هدفشان برآوردن نیاز های افراد و جوامع است مرکز تصمیم گیری به شمار می روند . سازمان های آموزشی در رابطه با دانش آموزان ، معلمان ، برنامه هاي آموزشي ، امور تحصیلی و غيره با تصمیم گیری مستمر سر و کار دارند که دامنه آن ها از مدرسه تا وزارتخانه گسترش دارد . در اين خصوص واحدهاي آموزشي به عنوان محور اصلي در وزارت آموزش و پرورش علاوه بر آنكه مانند هر سازمان آموزشي ديگر باید راجع به کارهای روزمره مثل حضور و غیاب ، مرخصی كاركنان ، انجام ندادن وظايف ، درگیری كاركنان ، رفع معضلات آنان ، تهيه وسايل و امكانات ، برنامه امتحانات و . . . تصميم گيري نمايند ، بايد پاسخگوي سؤالات و نيازهاي دانش آموزان ، معلمان ، اولياء و در نهايت ارتقاء سطح فرهنگ كل جامعه در جهت اهداف نظام اسلامي باشند . همانگونه که مشاهده می شود ، مدیریت مدارس از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و این خود بیانگر این است که باید توجه خاصی به مديريت ادارات آموزش و پرورش و مدیریت مدارس و سبک رهبری آنها مبذول گردد .