در هر جامعه براي شناخت چگونگي ماهيت آسيب هايي كه ممكن است در طي زمان ، سنتها و هنجار هاي يك قوم ، ملت ، و يا فرهنگي را دچار نمايد ، ابتدا بايد اطلاعاتي در مورد آن جامعه و هنجار هاي فرهنگي آن داشته باشيم ، ضمن توجه به اينكه هر رفتاري در اجتماع ، نتيجه و بازتاب كنش متقابل افراد آن مي باشد و مسائل اجتماعي خاص هر جامعه را بايد در تار و پود فرهنگي آن مورد تجزيه و تحليل قرار داد ، با اقرار به اينكه نمي توان آسيب هايي از نوع فرهنگي آن را از ديدگاه پاره اي از هنجار هاي معين ، قالبي و مطلق تعريف كرد اما با شناخت ويژگيهاي ملي ، مذهبي ، اخلاقي و عرفي يك جامعه آن را مي توان تا حدودي توصيف ، تبيين و به مرحلة كنترل و بهينه سازي رساند .
در شهر مسجدسليمان ، با فرهنگي ديرينه ، اصيل و الهام گرفته از مذهب شيعه و سنت هايي كه از طوايف مختلف بختياري به مرور زمان به منصه ظهور رسيده و رشد نموده اند ، شاهد تغييرات جديد در مراسم عزاداري هستيم كه متاسفانه در طي زمان از حالت صحيح و معني دار آن خارج شده و شكل ديگري به خود گرفته است .
طبيعي است كه همة انسانهاي سالم و متعادل، در مرگ عزيزان خود دچار شديدترين تالمات روحي و رواني مي شوند و سعي مي كنند به بهترين وجه ياد و خاطره آن عزيز از دست رفته را گرامي داشته ، خود را دلداري داده و آرامش رواني خود را مجددا بدست آوردند ، نگارنده ضمن احترام به سنن و هنجارهايي كه همة طوايف بختياري و تك تك آحاد اين شهر در مراسم سوگواري دارند و احساسات پاك و بي آلايشي كه در بروز دردهاي دروني خود ابراز مي دارند ، اذعان مي دارد، حيف است در اين دياري كه شهداي زيادي را در دفاع از ارزشهاي اسلامي ، و اعتقادات ديني خود از دست داده است ، شاهد حذف مراسم قرآن خواني و عزاداري به شكل صحيح آن باشيم ، متاسفانه هر روزه عبور كاروانهاي عزا با انواع سازهاي محلي ( چپ ، يا متمايل به چپ !! )همراه با اشعار و مرثيه هاي سنتي را در مناطق مختلف شهر شاهد هستيم كه اين ساز و آوازها شايد به طور موقتي كاهش دهنده اضطراب بازماندگان باشد ولي مطمئنا فايده اي براي فرد از دنيا رفته نخواهند داشت ، و به مرور زمان شكل سوگواري را از حالت طبيعي خود خارج كرده و صرفا نقش يك تخليه رواني براي بازماندگان ، و يك ماتم و اندوه براي ساير شهروندان مي شود
) مخصوصاً مدارس و مناطق مركز شهر )
در زماني كه نگاه ما به مباحث فرهنگي ، بر اساس آموزه هاي ديني تصحيح نشود ، به نظر مي رسد معضلات فرهنگي ما در بعضي از جنبه ها عميق تر شده و شاهد يك سير قهقهرايي و نزولي در اين راستا خواهيم بود .
قرآن كريم در سورة رعد آيه 28 مهمترين درمان ناراحتي ها و اضطراب ها را " ياد خدا" معرفي مي كند :
ا لذين ا منو و تطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب ( همان كساني كه ايمان آورده اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مي گيرد ، آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مي يابد ) و در جاي ديگر در سورة بقره آية 155و 156 خداوند مرگ انسانها را آزمايش ذكر كرده و براي صابران مژده بشارت داده است : (( و لنبلونكم بشي من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس والثمرات و بشر الصابرين الذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا انا لله و انا اليه راجعون )) و البته شما را به سختي ها چون ترس و گرسنگي و نقص اموال و نفوس و آفات زراعت بيازماييم و بشارت و مژده آسايش از آن سختيها براي صا بران است ، آنان كه چون به حادثة سخت و ناگواري دچار شوند صبوري پيش گرفته و گويند ما به فرمان خدا آمده ايم و باز به سوي او رجوع خواهيم كرد .
ما با تكيه بر مفاهيم اصيل ديني خود معتقديم قرائت قرآن در مراسم سوگواري علاوه بر اينكه ثواب اخروي و عامل شادي روح و بخشودگي براي آن فقيد خواهد بود ، موجب آرامش و رفع اضطراب از فرد عزا دار شده و توسل به قرآن ، و دعا و ذكر مصائب ائمه (ع) باعث مي شود نگاه ما به مرگ به عنوان يك حقيقت انكار نا پذير تغيير يافته و از ابتلا به افسردگي ناشي از سوگ ، نااميدي و پوچي جلوگيري شود .
در نهايت بهتر است كه : 1- تا زنده ايم قدر يكديگر را دانسته ، صله رحم نموده وارتباط و همبستگي عاطفي خود را نخست با خانواده ، سپس با فاميل و دوستان حفظ كرده و در جريان زندگي فرصت ها را غنيمت شمرده و به ياد هم باشيم . 2- از متوليان امور فرهنگي شهر (ارشاد، سازمان تبليغات، دفتر امام جمعة ، ...) انتظار داريم نقش هدايتي و ارشادي خود را در اين خصوص بيشتر نموده ، رسالت خود را در حفظ و تقويت ارزشهاي اسلامي در بين مردم ، خصوصا نسل جوان ، به بهترين وجه ايفا نمايند ، همچنين حضور روحانيون آگاه ، دلسوز و مردمي در مساجد و محلات و اينگونه مراسم ها مي تواند مفيد و جهت دهنده به فعاليتهاي مردم باشد
نويسنده خانم فرزانه يوسفيان مورخه 14/6/83
ايميل نويسنده E- MAIL= payam83s@yahoo.com.au