نماينده مجلس ( رضايي ) و مافياي ثروت و قدرت در مسجد سليمان

شهرستان مسجد سليمان هشت و نه سالي است كه دچار يك سير قهقرايي و ركود همه جانبه اي در همه ابعاد ساختاري و شكل اجتماعي و بافت سازمان شهري خود شده است .

البته عقب ماندگي آن را مي توان در علل مختلف تحليل كرد ولي آنچه مهم و شايد از هر شاخصي با اهميت تر مي باشد ، تشكيل كانونهاي مافيايي ثروت و قدرت است كه به لحاظ جامعه شناختي و جامعه شناسي داراي عناصر و بافت هاي غير متجانس اما به هم متصل مي باشد كه به خاطر منافع مشترك مالي داراي اشتراك مساعي هستند ، و همچنان به تقسيم ارث بر اين مرده ريگ نحيف مسجد سليمان مشغول مي باشند

لازم به توضيح نيست از نظر دليل تراشي و علت يابي براي اين امر ، زيرا هر بيننده اي چه اقليت معدود بازمانده از نسل گذشته مسجد سليمان كه اكثريت بافت و سازمان شهروندي را در اختيار داشتند و چه اكثريت امروزي كه مهاجرين روستاها و عشاير كوچ كننده به اين شهرستان اند و چه افرادي كه بنا به علل مختلف از قبيل اشتغال و. به اين شهرستان انتقال يافته اند همه اين شرايط را ديده اند و مي بينند و متوجه هستند كه در اين سالها موقع و جايگاه اين شهرستان از نظر ساختاري دچار چه مشكلات و آسيب هايي شده است كه ناشي از عملكرد مافياي ثروت و قدرت در تمامي ساختار  اداري و بازار مي باشد  و وزن يگانه اي يافته اند كه بي شك جدا سازي هر يك به منزله پايان استبداد زدگي و پايان گروه گرايي خويشاوند سالاري مبادلات قدرت و ثروت در آرايش سلسله وار بازار و نهادها و موسسات آموزشي ، اقتصادي ، اداري ، اجتماعي است .

كانون هاي مافيايي ثروت و قدرت و فساد ناشي از آن با ادعاي پدر سالارانه تمامي شريان هاي حياتي و اقتصادي را در يد قدرت خود گرفته اند و عامل اصلي فلاكت و ركود بي حد حصر شهرستان مسجد سليمان شده است .

اين اقليت معلوم الحال چنان مالكانه ادعاي مالكيت بر اين شهرستان را دارند كه اكثريت شهروندان محترم را به چشم رعاياي خود مي بينند كه فقط وظيفه دارند هر آنچه را آنان تشخيص مي دهند انجام دهند .

متاسفانه اين اقليت مذكور كه خودشان را حاميان و دلسوزان شهرستان مي دانند و مكرر اعلام نموده اند : (( ما )) افرادي هستيم كه نماينده مسائل و مشكلات را از طريق ما حل و فصل مي كند و هميشه به پشت گرمي نماينده دلخوش هستند

مجموعه مافياي مذكور با خصايل و ويژگي هاي دو گانه رفتاري كه خود متاثر از نوع تربيت و زندگي در جوامع استبداد زده است ، يعني تملق و چاپلوسي و نوكر صفتي و تمكين در برابر اراده مافياي ثروت و قدرت و فرمانبرداري از چنين سلسله مراتبي كاذب و نوعا به ظاهر قانون گرا اما در ذات و ماهيت در نقطه مقابل قانون و قانون گرايي و از طرفي  تحكم و تغيرشان نسبت به ديگر افراد و فرمانبرداران ، در تمامي رفتارشان كاملا هويدا و مشخص مي باشد .

اين مجموعه بصورت زنجيره اي به هم متصل و سعي در نفوذ خود را در ادارات و ارگان ها به خاطر مطامع و منافع شخصي و خود خواهي و جاه طلبي شخصي كه دارند و از سويي ديگر وجه غالب مردم كه در شرايط حاد اقتصادي و فقر و بدبختي دست و پا مي زنند كه بيشتر علت آن در ناتواني و فقدان موفقيت در عرصه هاي اجتماعي زندگي بوده است اكنون دل به وعده وعيدهاي اين كانون هاي قدرت خوش كرده اند .

اين كانون ها صرفا به خاطر رسيدن به اميال و آمال خود نه دلسوزي براي شهر و شهروند و نه احترام به نماينده يا كسي ديگر و فقط بخاطر اينكه در چشمان مردمي فلك زده و نيازمند خودشان را افرادي با نفوذ و گره گشا معرفي نمايند و چنان هاله اي  از هيبت و ابهت كاذب به دور نماينده قرار داده اند و چنين وانمود مي كنند كه تنها راه ديالوگ و گفت و گو مردم و نماينده شان فقط و فقط از طريق اين آقايان مي باشد و غير از اين هيچ راهي وجود ندارد .

البته مافياي ثروت و قدرت از دوران هاي گذشته وجود داشته اما نه به اين شكل و قدرت كه در اين هشت ، نه سال گذشته ريشه دوانيده و بسيار قوي تر از قبل گرديده به گونه اي كه با افكار عجيب تماميت خواهي و انحصار طلبي همه چيز را براي خود و فرزندان خود مي خواهند و چنان حريصانه به دريافت وام هاي كلان با تبصره 3 و سود بسيار نازل يا پيمانكاري هاي بالاي 600 ميليوني و چنگ انداختن بر تمام پروژه هاي عمراني مشغولند و به جز منافع آني شخصي دغدغه اي ندارند

اقليت سود جو منفعت طلب مذكور به چند لايه و زير مجموعه قابل تفكيك و بررسي مي باشد كه البته هر كدام از اين لايه ها خودشان با وجود اينكه از طريق تملق و تغظيم ، منافع را بدست مي آورند ولي افرادي را نيز بعنوان هوادار و فرمانبر زير دست دارند و مي توان به اين طبقات به صورت زير اشاره نمود .

1-  طبقه ي اول افرادي كه به اصطلاح از ياران انيس نماينده هستند و خودشان را دوستان طراز اول نماينده مي دانند و با پرستيژيي البته غير دموكراتيك و صرفا كاذب كه منافع آنان در رفت و آمدهاي مكرر به تهران مي باشد اگر چه حافظه شهروندان ، بيو گرافي آنان را به خاطر داشته و دارد .

2-   تعدادي هم از افراد طوايف مختلف بعنوان ليدرهاي ايلي هسته مركزي نئو اشرافي

( اشرافيت جديد ) هستند اما فاقد در عين حال  ويژگي هاي واقعي اشرافي مي باشند و با القاب دوران ملوك الطوايفي و خان و خان بازي چون (( آ )) يا (( خان )) يكديگر را خطاب مي كنند و البته اين لايه از سوي لايه اول شارژ مالي مي شوند

و جالب است كه بهترين ميدان اين شيران كاغذي مراسم فاتحه خواني ها مي باشد كه تعمدا مي خواهند بر  جوانترها تاثير ي بگذارند و خود را خوانين يا بزرگان طوايف و شواليه هاي شهري مي دانند و اتفاقا تاثير منفي اين لايه بدتر از ديگران مي باشد چون شهر و شهروندي را دور و دورتر مي برنند و بيشتر جنبه منفي ايلي را تقويت مي كنند كه همين موضوع باعث محروميت هر چه بيشتر و عدم آگاهي شهروندان از حقوق شهروندي مي شود

3-  بعضي از مطبوعات و به اصطلاح اهل قلم ( اهل شمشير تاكيد مي شود بعضي ) كه در مواقع خاص اگر فرد يا افرادي معترض مي شوند با مطالبي بسيار عاميانه شروع به تعريف و تمجيد از ولي نعمت خود ( نماينده ) مي كنند و به كوبيدن معترض دست مي يازند و صد البته كه از اين طريق به امتيازاتي هم مي رسند .

4-  افرادي كه هيچگونه تفكر يا انديشه يا حتي دغدغه اي ندارند و فقط با تزوير و تظاهر و تملق مترصد پست و مقام و رسيدن به كرسي فلان اداره مي باشند و اگر هم به آن خواسته نرسيدند به صف نق زدن ها اضافه مي شوند نه معترضين ، زيرا اعتراض به شجاعت و شهامت نياز دارد .

5-  واماندگان سياسي كه مهره سوخته و تاريخ مصرف خود را پايان يافته تلقي مي كنند و كوپن خود را براي هميشه تمامي شده مي دانند كه بعضي از آنان از اول انقلاب تاكنون به صدها شاخه پريده اند و آخرين تير تركش خود را رها كرده تا بلكه  نوكسيه ها تكميل گردد .

6-  افرادي كه بيشتر بندباز هستند و با پادويي خود در بين اقشار مختلف جامعه آنان را تشويق و تحريض مي نمايند كه در راستاي منافع طبقات فوق دوندگي كنند

لايه هاي فوق با اشغال مسئوليت هاي اداري و پست هاي بدون پاسخگويي عامل بيچارگي و ستم بي حد و حصر بر اين مردم هستند و از موانع رشد و توسعه اجتماعي و فرهنگي سياسي شهري مي باشند .

مافياي ثروت و قدرت ! بدانيد  شهرستان فقط متعلق به شما نيست بلكه به همه شهروندان تعلق دارد و بهتر است  تقسيم بندي خودي و غير خودي ، دكتري و غير دكتري را از ذهن خود بيرون نماييد اين شهر نه تنها به پيرو جوان و تمام آحاد جامعه بلكه بر آينده گان نيز تعلق دارد والا باروندي كه شما باندهاي مافيايي در پيش گرفته ايد .روزي فرا مي رسد كه بايد همه شهروندان مهاجرت اجباري را پيش بگيرند و فقط در خاطره ها نامي از اين شهرستان باقي خواهي ماند زيرا وقتي كه باند بازي و بند بازي و سياست كاري جاي خدمت واقعي را آن هم به محرومترين مردم كشور ( مسجد سليمان )بگيرد و ديگر جايي براي زندگي سالم نمي ماند .

و جالب اينكه افراد فوق هيچ مخالفي را بر نمي تابند و هر كسي اعتراضي داشته باشند بالقب جديد و بديعي به نام ضد دكتري مي خوانند  و حتي اخيرا هم عرق ايلياتي آقايان گل كرده و آنان را ضد بختياري مي نامند براستي اگر نماينده مي خواهد كه چهره كريه از حوزه انتخابيه خود را بزايد راهي جز  تجديد نظر در روش گذشته ندارد شهروندان انتظار پيشرفت شهر را ندارند زيرا پيشرفت شهرستان پيشكش مافياي ثروت و قدرت لااقل جلو پسرفت شهر را بگيريد كه ان هم نوعي پيشرفت است و با اين باندهاي مخوف برخوردي جدي نه صوري داشته باشيد و عجالتا دست آنان را از سر اين شهروندان فقير كوتاه كنيد كه از اين به بعد در حافظه شهروندان نامي نيك بر جاي بگذاريد .

 

 

محمود داوودي