مسجدسلیمان سکوی پر تاپ برای آقایان ؟ فلاکت برای ما !

 

ویرانه ای که به نام مسجدسلیمان می شناسیم همیشه اینچنین نبوده ! می دانید و میدانیم که خیلی از شهرهایی که امروز ادعای مرکز استانی و پایتختی دارند و در زمانی نه چندان دور ده کوره هایی بودند که لحاف دوزان وشیرنی پزان آنها با پای پیاده ویا سوار بر چهار پا به مسجدسلیمان می آمدند تا در آمدی داشته باشند و برای خیلی از مردم ایران عزیمت به مسجد سلیمان مانند کویت رفتن و پولدار شدن بود ! .

می دانید ومی دانیم که برما چه گذشت چپاول شدیم و استعمار و استبداد به بدترین شکل سرمایه زیر پایمان را به یغما بردند و ما ماندیم و دلخوشی به همه آنچه دیگر نداریم .مسجد سلیمان امروز روستایی بزرگ است و ما با عرض معذرت از همه تان ساکنان این روستای بزرگ دربن بست ارتباطی هستیم و حرف و حدیث تونل دلا بوق تبلیغاتی هر چهار سال یکبار انتخاباتی ! سد داریم و برق نداریم ! گرمای شصت درچه مرداد را با سلام و صلوات سر می کنیم و زمستان ها با صدای هر رعد وبرقی ترانس های برق از کار می افتد و باید در ظلمت زمستان یاد ادیسون باشیم ! کارون از کنارمان می گذرد و آب نداریم مردم سطل بدست جلوی سازمان آب جمع می شوند و آب از آب تکان نمی خورد چون آبی نیست که از آب تکان بخورد !

آب و گاز و فاضلابمان از کنار هم می گذرد و خدا می داند چه بلا هایی سرمان می آید خود خبر نداریم ! تمام شهر را به گردیم ده متر متوالی آسفالت درست نداریم ! مسجد سلیمان امروز روستایی بزرگ است و معضلی به نام بز نژدی! همچنان حل نشده باقی مانده است بزهایی که اگر غفلت کنید حتی ممکن است فرزندان خردسال همراهتان را ببلعند مسجدسلیمان روستایی بزرگ است و اگر غفلت کنید قبض جریمه را در حین رانندگی با احترام دریافت می کنید اما گله گله گاو در خیابان ها و کوچه ها و فلکه ها وبلوار ها پرسه می زنند و به ریش همه می خندند !

بزرگترین منابع گاز داریم و اکثر نقاط شهر شش ماه از سال را باید با کپسول پرسی گاز ونفت به سر کنند امکانات فرهنگی مان زیر صفر است فرهنگسرا می سازیم و اگر غفلت کنیم فلان کس زمین آنرا واگذار می کند .شورای شهر انتخاب میکنیم که قاتق نانمان باشد میشود بلای جانمان .این با باید عده ای دیگر را استخدام کنیم تا مواظب برخی از خودنمایندگانمان باشند ! بدبختی پشت بدبختی و فلاکت پشت فلاکت .

آخر نفتون تریاک از سیگار ارزانتر  و کاروانسرا و نمره هشت هروئین از یک بسته شکلات ارزانتر است .

بیست .اندی سال است در حسرت آب 24 ساعته در چند کیلومتری کارون مانده ایم و کارون را برای جلو گیری از خشک شدن باغ های پسته رفسنجان می برند و عین حیالی کسی هم نیست مسچد سلیمان روستای بزرگی است با این همه بدبختی و در عیت حال سکوی پرتاب خیلی از آقایان گه بعضا مسئولیت در مسجدسلیمان اولین تجربه مدیریت شان است و فردا که می روند هم با افتخاری می گویند ریئس فلان اداره یا سازمان مسجدسلیمان بودم و هیچ کس هم نیست بپرسد جنا آقا چه کردی برای مسچدسلیمان ؟ مسجدسلیمان هر بدی هم که برای ما داشته باشد برای خیلی ها پله ترقی است و دوران مسئولیتی در آرامش زیرا ما عادت نداریم برای حق خود اعتراض کنیم و برای مسئول نیز هیچ چیز بهتر از سکوت و آرامش نیست .

فراموش کنید که مسئول از لحاظ لغوی به معنای کسی است که باید مورد سوال واقع شود مسئول در مسجد سلیمان یعنی قیم یعنی تافته جدا بافته ای که نه خدمتگزار مردم که طلبکار مردم است ((نا گفته نماند که البته مسئولین خدمتگزار نیز داریم اما افسوس که اندکند )) . برخی از آقایان مسئولیت در شهری را پذیرفته اند که حتی حاضر نیستند خانواده های خودشان در این شهر زندگی کنند و اگر از آنها نیز بپرسی منت خواهند گذاشت که ما را به اجبار به اینجا فرستادند لیاقت ما بیشتر از اینست.ای داد از زمانه قحط الرجال! . علاوه بر کسانی که به قول خودشان به اجبار به مسجدسلیمان آمده اند هستند کسانی نیز که باکت و شلوار عاریه به هزار ویک جا متوسل می شوند و زیر آب هزار و یک نفر را می زنند تا بالاخره میزی به چنگ آورند ولو اینکه با مدرک قصابی بخواهند فرمانده زیر دریایی شوند برای آنها تخصص داشتن یا نداشتن اهمیتی مدارد چرا که می دانند قرار نیست به جایی جوابگو باشند.

خلاصه همشهری حال و روز ما این است مسجدسلیمان خورجین سرخ است درونش ما را کشته و بیرنش واسطه سکوی پرتاب و پله ترقی که می تواند برای حضرات باشددیگران را .اما خدا را شکر که هنوزیک چیز هست و آن عدل الهی است ! خدا را شکر که هنوز هستند کسانی که صادقانه خدمت می کنند هر چند اندکند و خدا را شکر که هنوز مدیران ارشد سیاسی و امنیتی هستند که امور را زیر نظر دارند و بالاتر از همه اینها خدا را شکر که خدا همیشه ناظر و حاضر است .و کسانی که در مقام مسئولیت کم فروشی کرده اند بدانند که مردم مسجدسلیمان اگر از اسب افتاده اند از اصل نیفتاده اند و اگر فریاد اعتراضی مدارند نفرین و ناله شام کاخ ها را ویران خواهد کرد و آنانکه خدا ترس بوده ومسئولیتشان را بله نحو احشن انجام داده اند نیز بدانند که خدمتشان از ذهن مردم قدر شناس مسجد سلیمان پاک نشده و دعای خیر این مردم همواره بدرقه راهشان است .

نویسنده مقاله فرشید خدادیان مورخه 8/12/83 ندای حنوب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و اما 

آیا آقای خدادیان خود جزء مردم فقیر این شهر هستند و یا اینکه جزء مرفهین این شهر

آیا آقای خدادیان خود کارمند شرکت نفت مسجد سلیمان نیست

آیا هدف از این نوع مطالب که ابتدا اعتراض و انتها متوسل شدن به خدا است کار مردم این شهر فقیر را درست می کند ویا اینکه خود آقای خدادیان با اینگونه مطالب خواستار این است که پله ترقی و پرتاب خود را در یک موقعیت خیلی بهتر از این روستای بزرگ به شهری است که پایخت می باشد کدام است

آیا آقای خدادیان شما این را می دانی کمتر کسی هست در این شهر که از همه این درد ها با خبر نباشد ولی چون مسئولی نمی بیند ومسئولیت پذیر در نتیجه راه به جایی هم ندارد واین است که ساکت نشسته وناظر است وهیچ وقت هم حواله به خدا نمی دهد چون می دانند که خیلی از کار ها را لازم است مردم انجام دهند ومردم این روستای بزرگ به قول شما یا بلد نیستند ویا نمی خواهند اگر بلد بودند و یا می خواستند همانند شهر های دیگر یک کار تنها یک کار می کردن واون هم اینکه ماهانه مبلغ 10000ریال هر خانواده به کسی که زباله های در منزلشان را می برد می دادند تا زباله ها روی هم تلنبار نشود و مردم تمام شهر ها از این موضوع باخبر شوند پس گفته های شما متین است ولی فریاد زدن تنها راه جاره نیست هروقت مردم خودشان خواستند کار ها درست می شود مثال خودتان اگر درست گفته باشم واشتباه نباشدهمراه با تعداد زیادی از بچه های مسجد سلیمان کارمند شرکت نفت هستید واگر راست می گویید ودلتان به حال این شهر و مردمش میسوز بلند شوید ودنبال کار پارک موزه را بگیرید وبه انجام برسانید تنها نوشتن وشعار دادن کار هر کسی هست و می توان نوشت وحرف هم زد ولی اعتراض در انتها به خدا سپردن هم کار هر عاقلی نیست ولازم است که یقه مسئول وغیر مسئول را گرفت ولی قبل از هر کاری اول باید خودمان مانند مردم همان کوره دهات که شما اشاره کردید باشیم تا شاید درست شود در غیر این صورت مشت بر سندان است .اموال عمومی در هر کجای این کشور باشد متعلق بع ملت است ودولت مسئول پس به من وشما نمی دهند واین هم درست نیست ولی کار های دیگر است که شما مردان غیور بختیاری می توانید انجام دهید یکی از کار هایی که می توانید انجام دهید این است که شهرتان را به محض این که لباستان نو شد ویا خانه ای توانستید در شهر دیگر بخرید از این شهر بروید مثالی بزنم مردمان شوشتر هین نزدیک خودمان وقتی می روند اهواز حاضر نیستند باک ماشین خود را در اهواز پز از بنزین کنند می گویند می رویم شهر خودمان اگر دوریال سود دارد به همشهری خودمان برسد این است راه درست شدن وقتی اینگونه شدیم می توانیم از مسئولین هم انتقاد نموده و ازشان بخواهیم وقتی خودمان حتی یک ریال بی ارزش هم برای شهرمان حاضر نیستیم هزینه کنیم چه انتظاری از غیر دارید درست است که مسجدسلیمان شهری است با منابع عظیم زیر زمینی ولی به ما ربطی ندارد چون به ما نمی دهند وقتی چیزی را به ما نمی دهند نمی توانیم رویش سرمایه گذاری کنیم بیشتر از این نمی گویم ولی از همه اون های که دلشان برای مسجدسلیمان می طپد می گویم که اول از همه باید خودمان حرکت کنیم در غیر این صورت دستمان به جایی بند نیست والسلام  اسدالله پورهاشمی