شوراي شهر يكي از اصول مترقي و اركان مهم جامعه مدني و يكي از مجاري احقاق حق شهروندان است و شايد بتوان چنين اذعان نمود كه شوراي شهر مي تواند در برابر دولت در چهار چوب قانون به مطالبات حقه شهروندان جامه عمل بپوشاند .
اما در جامعه اي كه هنوز با دمكراسي و اصول اوليه آن بيگانه مي باشد و بعضاً ممارست چنداني نداشته است و به ويژه در كشور ما به دليل بافت ناهمگون و نا متجانس آن كه از اقوام گوناگون تشكيل شده و هم به دليل وجود فرهنگ و منش استبدادي كه در تار و پود آن وجود دارد از آنان مردمي پيچيده با جامعه اي سخت پيچيده تر بوجود آورده است اين نهاد در اكثر شهر ها نه تنها مشكلي را حل نكرده كه بر مشكلات آن حوزه ها افزوده است ، و موجبات بي ساماني را هم فراهم كرده است و انسان را به ياد سخن حكيم فرزانه مهندس بازرگان مي اندازد كه دعاي كرديم باران بيايد سيل آمد .
و اما شهرستان مسجد سليمان كه داراي ويژگيهاي خاص خود مي باشد ، همواره داراي مردماني پيچيده در فضايي كه كاملا جنبه ايلاتي به خود گرفته شورايي را پديد آورد كه امروز بعد از گذشت تقريبا دو سال شهروندان از خود سوال مي كنند اي كاش انتخاب نمي كرديم .
اين شورا در عمل اثبات نمود كه داراي بافت غير متجانس و ناهماهنگ مي باشد ، وجود دعاوي و جز و بحث هاي دو ساله درون آن بيانگر ماهيت آن است فقط در مواردي كه احساس خطر كنند و منافعشان را در خطر مي بينند به سان هفت برادران در آغوش يكديگر قرار مي گيرند .
اين شورا از روز اول به صورت غير دمكراتيك و كاملا نامشروع از درون صندوق ها بيرون آمدند و پيش بيني چنين عملكردي از آنان مي توانست تداعي كننده افعال و اعمال شخصي و گروهي آنان باشد .
البته به لحاظ رفتار شناسي و موقعيت سنجي گوناگون عمل مي كردند در اين رابطه كسي كه خود را مخالف سرسخت نماينده نشان مي داد و با توهين و فحاشي خواستار روشن شدن تريبون خاموش مجلس ششم بود ، خود تعزيه گردان صحنه انتخابات مجلس هفتم و ثناگوي و تداركچي همان نماينده خاموش شد كه اينك ولي نعمت اوست و با چشماني منتظر شايد روزي او را هم بر كرسي رياست اداره اي در اين ملك ملوك الطوايفي بنشاند
كساني كه با مشروعيت و نام نيك ديگران از اين نردبان موقت بالا رفته اند بدانند كه پايان خط و تاريخ زندگي سياسي و اداري و اجتماعي خويش را مي گذارنند . پس چگونه مي توان از يك چنين شورايي انتظار شق القمر داشت ؟ وقتي كه كانديدايي به به نزديكترين دوستان خود دروغ بگويد ، نقش بازي كند ، فقط و فقط با لطائف الحيل قصد رسيدن به كاروان 7 نفري را داشته و به اصطلاح به هيچ چيزي اعتقاد نداشته و فقط به دنبال اسم و رسم و مال و منال باشد ، يا كانديدايي كه با شهرداري وقت بر روي زمين نفتك جنب ترمينال و انبار جو مشكل داشته به شهردار فحاشي مي كرده و مردم فكر مي كردند كه براي درد و دل آنان چنين مي كند و يا عضوي ديگري از شورا كه كانديداهاي ديگر را تخريب مي كرد شهرواندان نبايد انتظار بيش از عملكرد امروزي آنان داشته باشند .
شهروندان عزيز بدانند تاكنون كه دو سال از عمر اين شوراي غير دمكراتيك مي گذرد هيچ ، بلكه دو سال باقي مانده بايستي انتظار بد و بدتر شدن اوضاع از سوي عاليجنابان باشيد ، عاليجناباني كه مي خواستند براي شما شهروندان در شهرداري اطاق شيشه اي بسازنند كه از درون آن به طور شفاف پرونده هاي سابق را بررسي كنند .
اين شوراي شهر خود معلول چندين و چند علت است و جنبه هاي سياسي ، فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي را در درون خود دارد و شهري كه به هر علتي در قرن بيست و يكم ميلادي و عصر ارتباطات هنوز به جاي حقوق شهروندي و احترام به قانون و سير صعودي به سوي مطالبات شهروندي به سمت تعصب و تعصب ورزي ايلاتي و دنبال القاب و انساب خود ساخته و غير واقعي كشانده مي شود .
اگر چه شورا يكي از جلو ه هاي بارز دمكراسي است ولي وقتي كه شهروندان ما به هزار و يك علت راي خود را به آن گونه كه گذشت وا مي دهند ، نبايد انتظارات بيشتري هم داشته باشيد بايستي بدانيم كه راي هر كس اعتبار دارد و به اندازه منش و شخصيت راي دهنده خواهد يا وقتي كه به جاي انتخاب افراد فهيم ، تحصيلكرده و مستقل به افرادي ناتوان و غير مستقل و وابسته فرصت راي مي دهيم نتيجه اي جز اين نخواهد بود كه مسلما راي دهنده را خواهند فريفت و راي او را براي حفظ منافع و بقاي خويش در واقع ربوده اند .
در زمان انتخابات وقتي كانديدايي اينقدر شخصيت و منش انساني خود را تحقير مي كند و با هر ترفندي در خانه همه افراد و اشخاص مختلف را مي زنند و با چابلوسي و دست بوسي و القاب بخشي چون (( آ)) و (( خان )) و دادن باج از تلفن همراه تا پول نقد آن هم به كساني كه خودشان هم فكرش را نمي كردند و از طرفي با داد سخن كه (( خدمت كرده ام و من با سواد نيستم ولي حسابرس هستم و مي خواهم حسابرسي كنم و حسابهاي شهرداري را مفاصا حساب نمايم چون اين شهرستان به حسابرس نياز دارد نه به افراد آگاه ، با سواد ، سياسي )) و در نتيجه اوضاع آن گونه مي شود كه اكنون همه شاهد هستيم .
كانديدايي ديگر با فحاشي و توهين و اهانت به ديگران و مضحكه كردن خود قصد تئاتر بازي كردن را دارد تا اين مردم او را منجي خود بدانند و اعتقاد راسخ داشته باشند كه او مي تواند بر اي شان احقاق حق كند .
جالب ترين قسمت سناريو شوراي شهر در فصل انتخابات آنجايي بود كه آقايان در سخنراني ها اعلام مي نمودند كه شهردار را محاكمه و رسوا مي كنند . اما همگان ديديم كه نه تنها محاكمه نكردند كه آراي 7 نفري به شهردار مذكور بيانگر ائتلاف شوم منفعت طلب آنان را مشخص نمود . و همين آقايان چنين سرنوشتي را براي شهر و شهروندان مسجد سليماني رقم زدنند و بايد دانست كه اوضاع اين شورا از اين هم وخيم تر خواهد شد . زيرا اين مجموعه رسالتي غير از اين ندارد .
شورايي كه دو يا سه نفر با هم دعوا و مرافعه به راه مي اندازند و بعد به دنبال حكم مي گردند كه با هم صلح كنند ، يا براي انتخاب شهردار چنان كردند كه تمام شهروندان ديديم كه استانداري راًسا عمل نمود و شهردار ، تعيين كرد و اين شوراي غير مردمي مجبور به قبول آن مي شود .
زيرا هر كدام مي خواست در اين ملك طلق خود كدخدا را تعين كند . يكي شهردار ( نماينده ) را مي خواست و ديگري از سوي ديگر و همينطور الي آخر و اين سناريو كوري تكرار مي شد كه تا حد انحلال پيش رفت و آنگاه به خاطر منافع مشترك به تعيين شهردار رضايت مي دهند .
مي بينيد بجاي پرداختن به مطالبات بحق مردم و رفع مشكلات و معضلات فراوان اين شهر محروم به مسائل دروني و نزاعهاي داخلي خود مشغول هستند و بهيچوجه به فكر آباداني و توسعه اين شهر نبوده و نخواهد بود .