ص1
تيشتريشت ونيايش باران درفلات ايران
نوشته رامین یوسفی
کشف رابطه ی برد های باران زا با الهه تیشتر توسط محقق مسجدسلیمانی
عنوان مقاله : تيشتريشت و نیایش باران در فلات ایران
منابع
1_ يشتها/پورداود
2_ لغت نامه دهخدا
3_ فرهنگ معين
4_رمزگشاي ايران باستان/حرف«ب»و«ت»/ر.ي
5_رمزگشاي سرزمين بختياري/ر.ي
تاريخ ايران باستان پراست ازنكات مبهم ورمزگشايي نشده، كه يكي ازآن نكته هاي رمزگشايي نشده«بردتيشترbard-e-tištar»يا«بردباران زا»مي باشد.بَردچيست ؟به سنگهايي كه برروي آنهاكارانجام داده اندوآنهارابه شكلهاي موردنظردرآورند«برد»مي گويند.متأسفانه درهيچكدام ازلغتنامه هاوفرهنگهاي فارسي به اين موضوع اشاره نشده است.به افراديكه برروي سنگها،نقش ونگاروكنده كاري مي نموده اند«بردي»يا«بردياbardiyā» مي گفتند.كار«بردي»تراشيدن ستون،مجسمه هاي سنگي،ساختن «بردآسياب »،«بردگوري»...بوده است.دراصل واژه ي «بردي- برديا»درآنزمان واژه اي مهندسي بودكه رفته رفته باتوجه به اهميت شغلي يي كه«بردي ها»درميان مردم داشتند، مردمان باستان ازاين نام براي نامگذاري فرزندان خوداستفاده مي كرده اند(شرح بيشتردررمزگشاي ايران باستان/حرف«ب»).چنانچه «برديا»نام دومين پسركوروش بزرگ وبرادركمبوجيه(سوم پادشاه هخامنشي)مي باشدكه بعدهاگئومات مغ بخاطرشباهتي كه با«بردي»داشته،قيام نموده وداريوش اول اورابه قتل مي رساندكه شرح كامل آن درتاريخ ايران باستان،تأليف حسن پيرنياآمده است.اين نام به علت حضورسلسله هخامنشي دركوههاي بختياري،هم اكنون نيزيكي ازاسامي بسياررايج دربين عشايربختياري مي باشد.واماتيشترtištar.درلغت نامه دهخدا،يشت هاوچندمنبع ديگردرخصوص تيشترآمده است: تشتر. [ ت ت ] (اخ ) نام ميکائيل عليه السلام . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء)(فرهنگ اوبهي ). در فرهنگ اسدي بشتر آمده و غلط است و صحيح تشتر است . (يادداشت مرحوم دهخدا). در فرهنگها مي نويسند نام ميکائيل است ... ولي در ترجمه آن به ميکائيل تسامح است و تشتر ستاره شعري است <1> و نزد ايرانيان تشترت ايزد باران است .(يادداشت ايضا). در پهلوي تيشتر <2> ‚ اوستا تيشتريه <3> ; از توصيف اوستا شکي نمي ماند که مراد از تشتريه ‚ ستاره شعراي يماني است که در زبانهاي اروپايي سيريوس وکاني کولا <4> گويند. »بارتولمه صص 651 - 652«. فلوطرخس مورخ نويسد: [ بر طبق عقيده ايرانيان ] هرمزد سيريوس را نگهبان و پاسبان ستارگان قرار داد. در »تشتريشت « بند44 آمده : »ما ستاره تشتر درخشان و باشکوه را تعظيم مي کنيم که اهورمزدا‚ او را سرور ونگهبان همه ستارگان برگزيده ‚ چنانکه زردتشت را براي مردمان . » تيشتريني <5> در اوستانام جمعي از ستارگان است که در نزديک تشتر هستند و او را ياري ميکنند. هوگ ‚ تشتر را باتير (عطارد) يکي دانسته ولي معلوم نيست که تشتر و تير هر دو داراي يک ريشه لغوي باشنداگرچه تيشتريه اوستايي در پارسي »تير« گفته ميشود. يشت هشتم (تشتريشت ) را معمولا»تيريشت « گويند و چهارمين ماه سال و سيزدهمين روز هر ماه که بنام فرشته تيشتر است ‚تيرماه و تيرروز گويند. شايان توجه است که در بندهش ‚ فصل پنج آمده که سبعه سياره ‚ باسبعه ثابته در جنگ و ستيز است ‚ »تير (عطارد) بر ضد تشتر ...«. تشتر در فرهنگها بمعني فرشته باران ضبط شده و بسا او را با ميکائيل تطبيق کرده اند. لابد بمناسبت آنکه تشتر فرشته باران و بالنتيجه ايزد ارزاق است و ميکائيل هم فرشته روزي است . (حاشيه برهان چ معين ): تشتر <6> راد خوانمت پرگست/ ار چو تو کي بود به گاه عطا.
دقيقي .
گرچه تشتر <7> را عطا باران بودمر/ ترا در و گهر باشد عطا.
(از فرهنگ اسدي )
![]() |
![]() |
ص2
و رجوع به يشتها ج 1 صص 324 - 325 و مزديسنا و تاثير آن در ادب پارسي ص 311‚312‚ 313 و 329 شود.بردهاي تيشتررابط ميان انسانهاوالهه ي تيشتربوده اند. ايرانيان باستان باانجام مراسم فديه ورازونيازبه درگاه خداوندباتكان دادن اين« برد»ها،ازالهه ي تشترتقاضاي بارش باران مي نموده اندكه اين تقاضاباآييني خاص اجرامي شده است:ابتدا شخصي رابه عنوان قرباني و فديه مشخص مي نمودند، سپس مردم به اتفاق توشمال ها( نوازندگان محلي كوس وكرنا) نزد روحانيان ز رتشتي رفته كه بزرگ روحانيان را «زَوْتَر»نامندوبارهاحضرت زرتشت نيزبدين نام متصف شده است،اين نام به دومعني :1_اجراكننده ي فديه 2_منادي پروردگارمي باشد.بامعرفي« شخص قرباني»به «زَوْتَر»، آماده براي انجام مراسم مي شدند،روحاني به اتفاق مردم دست برآسمان برده و قسمت هايي از تيشتر يشت را مي خوانده اند:تشترستاره ي رايومندفرهمندراميستاييم(كه)نطفه ي آب دربردارد(آن)تواناي بزرگ نيرومنددوربيننده ي بلندپايه ي زبردست راآن بزرگواري كه ازاونيكنامي آيدونژادش ازاپم نپات(ميباشد)براي فروغ وفَرَش اوراميستاييم(تيريشت /كرده 2)...سپس شخص« قرباني» را به سمت« برد تشتر»راهنمايي نموده ،و روحاني زرتشتي به شخص قرباني دستور مي دهدتا«بردهاي استوانه اي تيشتر» را به حركت در آورد،با به حركت درآوردن« بَردهاي بارانزا»قرباني جان به جان آفرين تسليم نموده وايزدباران باپذيرش فديه بارش باران راآغازمي نمايدوموجبات خوشحالي دعاگنندگان بابارش باران فراهم مي گردد:آنگاه اي اسپنتمان زرتشت سيلان آب پاك كننده ودرمان بخش ازدرياي فراخكرت سرازيرشوداين(آب)را(تشتر)تواناترين به مملكت هايي تقسيم كندكه درآنجاهااوراستوده ومعزّزبدارند(وي را)خوشنودسازندوخيرمقدم گويندبراي فروغ وفَرَش اوراميستاييم (تيريشت/كرده 13).اين بردها ازروزگاران باستان،نسل اندر نسل تاكنون پاسداري شده اندو درپاي مناركوه menār_kūhكه قسمتي ازكوههاي جنوب غربي ايران مي باشددرمنطقه اي به نام شاهزاده عبدالله(شاه قطب الدين) قرارگرفته اندوبي نهايت مورداحترام بختياريهاواهالي منطقه مي باشند.لازم به ذكراست كه تقسيم بندي طوايف بختياري براساس آتش (تش)زرتشتي مي باشد. بختياري هابه بزماده يكساله كه هنوز آبستن نشده است تيشتر مي گويند. متأسفانه يكي از بردهاي تيشترتوسط دلالان اشياباستاني ربوده شده است.اين بردها تنهابردهاي مركزي الهه ي تيشتردرايران بوده اندوايرانيان به هنگام مراسم بارانخواهي مي بايست به آنها پناه آورندتاازطريق دعاونيايش به درگاه اهورامزداوسپس تقاضاازايزدباران ،خواهان بركت ازآسمان برزمين گردند.بردهاي تيشترومنطقه ي شاهزاده عبدالله انديكاي مسجدسليمان،نزديك« راه شاهي »مي باشند.ازطرف غرب به شوش وازسمت جنوب شرقي به تخت جمشيدنزديك مي باشندوازروزگاران باستان تاكنون راههايي دركوهستان هاي بختياري قرارداشته وداردكه مسافت بين شهرهاوروستاهاازطريق آنهابه حداقل تقليل مي يابد. هنوزازپس هزاره هابختياري ها درمواقع قحط سالي وكم باراني دوراين« بردها»جمع شده وباتكان دادن آنها ازايزدمتعال والهه ي تيشتر تقاضاي باران مي نمايند.اكنون انتظارمي رودباتوجه به اينكه قسمتي ازآيين هاي ايران باستان راازطريق اين «بردها»مي توان شناسايي نمودبا تحقيق وپژوهش بيشتربرروي اين قسمتها نكته هاي گنگ ودست نايافتني تاريخ ايران باستان رمزگشايي گردند.اين بردها ميراث گرانبهايي ست كه ازنياكانمان به ما رسيده اندوبرماست تاازآنها حفظ ونگهداري كنيم،وميراث فرهنگي كشور، استان وشهرستان تدابيري
ص3
اتخاذنمايندتامبادااين «بردهاي»كهنسال وارزشمندازبين برده شوندوياسرازناكجاآباددرآورند،كه بيچاره ملتي كه گذشته ي خودرانداندوشناسنامه ي خودراازبيگانگان طلب كند.
1_ يشتها/پورداود
2_ لغت نامه دهخدا
3_ فرهنگ معين
4_رمزگشاي ايران باستان/حرف«ب»و«ت»/ر.ي
5_رمزگشاي سرزمين بختياري/ر.ي